X
تبلیغات
فرهنگ و هنر - مقاله

فرهنگ و هنر

میزان گرانی ها در 8 سال گذشته

افزایش قیمت طی هشت سال ریاست جمهوری احمدی نژاد چقدر بودhttp://www.economyworld.ir/


قیمت برخی از اجناس، در طی دوره ۸ساله ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد تغییرات بسیار محسوسی را به خود گرفته است

-حداقل دستمزد در سال ۸۴ ؛ ۱۲۲ هزار و ۵۹۲ تومان بود،‌ درحالی که در سال ۹۲ این رقم با رشد ۲۹۷درصدی به ۴۸۷ هزار و ۱۲۵ تومان رسید

۲- سکه تمام بهار آزادی که در سال ۸۴؛ ۹۹ هزار تومان بود، در سال ۹۲ بابیش از هزار درصد افزایش قیمت ، به یک میلیون و صدهزار تومان رسید.

۳- افزایش قیمت دلار آمریکا که در سال ۸۴ ۹۰۲تومان معامله می شد، درسال ۹۲ با ۲۵۵درصد رشد، سه هزار و ۲۰۰ تومان معامله می شود.

۴-تمامی خودروهای داخلی نزدیک به ۱۵۰ درصد افزایش قیمت داشتند. مثلا پرایدکه در سال ۸۴ به قیمت شش میلیون و صدهزار تومان فروخته می شد،‌ اما ۵-در سال ۹۲ با ۱۷۰درصد رشد با قیمت ۱۶ میلیون و ۵۰۰هزار تومان فروخته می شود.

۶-در سال ۸۴ که بنزین در جایگاه های عرضه سوخت لیتری ۸۰ تومان فروخته می شد، با افزایش قیمت ۷۷۵ درصدی،‌در سال ۹۲ به لیتری ۷۰۰ تومان رسید.

۷-گازوئیل هم که در سال ۸۴ لیتری ۱۶ تومان بود، در سال ۹۲ به قیمت ۳۵۰ تومان رسید که افزایش قیمت بیش از دو هزار درصدی را نشان می دهد.

۸- افزایش قیمت  برق که در سال ۸۴ کیلوواتی ۵/۱۶ تومان بود، در سال ۹۲ و با رشد ۱۶۱ درصدی به ۴۳ تومان رسید.

۹-گاز که در سال ۸۴ مترمکعبی ۱۰تومان بود؛ با افزایش قیمت ۶۲۰ درصدی به مترمکعبی ۷۲ تومان رسید.

۱۰-گوشت گوسفند که در سال ۸۴ کیلویی ۵۰۱۰ تومان بود؛ در سال ۹۲ و با افزایش قیمت ۴۸۹درصدی به قیمت کیلویی ۲۹ هزار و ۵۲۸ تومان رسید.

۱۱-گوشت گوساله که در سال ۸۴ کیلویی چهارهزار و۵۸۰تومان بود، در سال ۹۲ به قیمت کیلویی ۳۰ هزار و ۹۵۰ تومان رسید که افزایش قیمت ۵۷۶ درصدی رانشان می دهد.

۱۲-گوشت مرغ هم که در سال ۸۴ کیلویی هزار و ۳۵۰فروخته می شد، در سال ۹۲ و با افزایش قیمت ۳۷۹درصدی به قیمت هر کیلو شش هزار و ۲۵۰ تومان فروخته شد.

۱۳-برنج ایرانی درجه یک نیز در سال ۸۴ کیلویی هزار و ۴۰۰ تومان بود که در سال ۹۲ به هفت هزار و ۲۰۰ تومان رسید که نشان از افزایش قیمت ۴۱۳ درصدی است.

۱۴-نان بربری با افزایش قیمت ۶۶۷ درصدی از سال ۸۴ به قیمت ۷۵ تومان به قیمت ۵۰۰ تومان در سال ۹۲ رسید.

۱۵-نان لواش نیز با افزایش قیمت ۹۶۷ درصدی از سال ۸۴ به قیمت ۱۵ تومان به ۱۶۰ تومان در سال ۹۲ رسید.

۱۶-چای خارجی در سال ۸۴ که کیلویی شش هزار و ۲۰۰ تومان بود، در سال ۹۲ و با افزایش قیمت ۳۸۵درصدی به کیلویی ۳۰ هزار و صد تومان رسید.

۱۷-روغن مایع در سال ۸۴ لیتری ۸۵۰ تومان فروخته می شد که در سال ۹۲ و با افزایش قیمت ۴۴۰درصدی به قیمت چهار هزار و ۶۰۰ تومان رسید.

۱۸-پنیر که رشد نزدیک به دو هزار و ۵۰۰درصدی را داشته، از قیمت ۶۰۰تومان در سال ۸۴ به ۱۵هزار و ۵۶۰ تومان در سال ۹۲ رسید.

۱۹-تخم مرغ در سال ۸۴ کیلویی ۸۹۰ تومان بود که در سال ۹۲ به سه هزار و ۹۳۰ تومان رسید،‌یعنی رشدی در حدود ۳۴۰ درصد.

۲۰-گوجه فرنگی درسال ۸۴ که کیلویی ۲۴۰ تومان بود نیز در سال ۹۲ نزدیک به ۷۴۰ درصد رشد داشت و به قیمت کیلویی دوهزار و ۳۵۰ تومان رسید.

۲۱-قندوشکر در سال ۸۴ کیلویی ۵۶۰ تومان بود که در سال ۹۲ و با افزایش قیمت ۲۸۳ درصدی به قمیت  دو هزار و ۳۵۰ تومان رسید.

۲۲-ماست و شیر نیز هر کدام به ترتیب در سال ۸۴ کیلویی ۵۸۰ و ۶۰۰ تومان بود که با افزایش قیمت ۲۸۳درصد و ۲۵۲ درصد به قیمت کیلویی دوهزارو ۲۵۰تومان و دو هزار و ۱۵۰تومان در سال ۹۲ رسید.

۲۳-سیمان نیز درسال ۸۴ پاکتی سه هزارو ۵۰۰ تومان خرید و فروش می شد که در سال ۹۲ و با افزایش قیمت ۳۲۹درصدی به قمیت هر پاکت ۱۵ هزار تومان رسید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1392ساعت 10:6  توسط ناصر پورزارعیان  | 

تحلیل محتوای کتاب جدیدالتالیف جامعه شناسی 2- ناصر پورزارعیان


 چکیده

هویت، موضوع بسیار پیچیده و چند بعدی است،کدامین جامعه، گروه و فرد است که با موضوع هویت درگیر نباشد. یکی از اساسی ترین پرسش های که همواره بشر با آن درگیر بوده است، پرسش از کیستی خود و جامعه خود بوده است.  انسان ها  و جوامع در تمام دوره های تاریخی، بدنبال یافتن پاسخ  روشن به این پرسش ها بوده اند. نظام های سیاسی در تلاش اند تا از راههای مختلف جواب های معین به سوال ازکیستی" جامعه ی خود" بدهند. یکی از این راه ها، توجه به نظام آموزشی و کتاب های درسی است. معمولا سیاست‏های  ایدئولوژیکی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی نظام های سیاسی در کتب درسی بازتاب پیدا می کند. دراین مقاله"میزان بازتاب هویت ملی و مذهبی در کتاب درسی جامعه شناسی 2" بررسی شده است. این بررسی با بهره گیری از روش تحلیل محتوا انجام شده و یک مطالعه توصیفی است. جامعه و نمونه  آماری این بررسی" کتاب جامعه شناسی 2  چاپ 1390 رشته علوم انسانی" بوده و " تصاویر، پاراگراف ها و فعالیت ها ی کتاب" به عنوان واحد تحلیل و ثبت در نظر گرفته شده است. نتایج بیانگر این است که مطالب مربوط به هویت مذهبی و ملی 121 بار در قسمت های مختلف( فعالیت ها، تصاویر و متن درس) مطرح شده است. در کل 82/35 درصد از کل کتاب جامعه شناسی 2، مربوط به هویت ملی و مذهبی است. در این میان 97/10 درصد مربوط به هویت ملی  و 92/24 درصد هویت مذهبی است.  در ضمن بعد ملی "هویت ایرانی" نقد و بعد اسلامی" هویت ایرانی" برجسته شده است. در کل کتاب توجه به هویت مذهبی دو برابر بیشتر از توجه به هویت ملی است در متن کتاب( به جزء فعالیت ها و تصاویر) توجه به هویت مذهبی 8 برابر هویت ملی است. از میان مولفه های  فرهنگی، سیاسی و اجتماعی هویت مذهبی و ملی، بیشترین توجه به مولفه های فرهنگی و کمترین توجه به مولفه های اجتماعی شده است. در مباحث مربوط به مولفه های فرهنگی هویت مذهبی، بیشتر به مباحث اعتقادی و معرفت شناسی توجه شده که این موضوع مباحث را به سمت فلسفه و امور انتزاعی کشانده و متن را در بعضی صفحات مشکل کرده است.

 کلید واژه ها: کتاب جامعه شناسی2، هویت، هویت مذهبی، هویت ملی

 

   1- مقدمه( کلیات)

سئوال از کیستی؟ ، چیستی؟  و کیستیم؟ همزمان با حضور انسان در عالم هستی وجود داشته است، جوامع در تمام دوره های تاریخی، بدنبال یافتن پاسخ  روشن به این پرسش ها بوده اند. مباحث مربوط به هویت در علوم جدید تحت عنوان "خود" در اوائل قرن بیستم مطرح شد. جرج هربرت مید(1931-1863) مفهوم "خود"؛ چارلز هورتون کولی(1929-1864) نظریه" خود آیینه سان" ؛ فروید(1939-1856) مفاهیم" اید( نفس اماره) و اگو(شخصیت یا من فاعلی) و سوپر اگو( نفس لوامه یا من معفولی) و ضمیر ناخود آگاه" را مطرح کردند. اما طرح  دقیق اصطلاح هویت( identity) به انتشار کتابی به نام"جماعت تنها" در سال 1950 میلادی و کتاب دیگری به نام "هویت و اضطراب" که در سال1960 برمی‌گردد. این مفهوم ابتدا برای دستیابی سیاهان، یهودیان و اقلیت‌های دینی به درک خویشتن تاریخی در مقابل کسانی که حالت تهاجم نسبت به آنها داشتند، مطرح شد" ( افروغ،1380).  اریکسون(1980-1902). اریکسون، هنری تاجفل و ترنر،گیدنز و جنکینز در گسترش مباحث مربوط به هویت در حوزه روان شناسی اجتماعی و جامعه شناسی نقش اساسی داشته اند(hammack,2008.224، Wikipedia,2009). بعد "سیاسی هویت" با پیدایش دولت- ملت ها در قالب مباحث ملی گرایی و ناسیونالیسم در غرب مورد توجه قرار گرفت" ملی گرایی عمدتا پس از انقلاب 1789 فرانسه ظاهر شد.... رشد و گسترش ملی گرایی منجر به توجه افراطی به هویت ملی شد که در قوع جنگ های جهانی اول و دوم تاثیر زیادی داشت" (فکوهی،1380، 247-246 ).

در ایران نیز، همواره گفتمان های هویتی با تاکید به بعد دینی و ملی آن وجود داشته است. دردوره بعد اسلام شاید فردوسی اولین کسی باشد که به این هویت ایرانی توجه کرده و در قالب شاهنامه به آن پرداخته است. اکثریت متفکرین و علمای به طور ماهرانه به تلفیق تاریخ ملی و دینی، تاکید کرده اند...... شکل گیری دولت شیعی صفوی نیز بر اساس هویت ایرانی و اسلامی بوده است. صفویه در کنار توجه به شیعه، اهمیت زیادی به ملیت ایرانی داشته اند... شاه اسماعیل می گفت: من فرزند حیدرم، فریدونم و کیخسروام، جمشید هستم، رستم پسر زال هستم" (احمدی، 1383، 67-  63). پیدایش اختلاف میان هویت ملی و مذهبی در ایران را باید در دوره قاجار جستجو کرد "با آشنایی نخبگان با غرب و ترجمه آثار غربی در مورد باستان شناسی ...... باعث شد که عوامل انحطاط ایران و فروپاشی عظمت ایران به حمله اعراب، مغول ارتباط پیدا کند"(قبلی،71-67). بعد از روی کار آمدن حکومت پهلوی، سیاست های غربگرایانه در عرصه فرهنگ به همراه  ملی گرایی توام با باستان گرایی افرطی مطرح و تاکید شد و مورد انتقاد قرار گرفت کرد. بعد از انقلاب اسلامی قضیه بر شده است.

1-1- طرح مسئله:

تا به حال پژوهش های مختلفی درزمینه هویت( identity) در داخل کشور انجام شده است.  در برخی از این پژوهش ها، هویت دانش اموزان و دانشجویان، بررسی شده است(سلطانی فر،1384؛ حسین نژاد،1386؛ رضایی، 1385 و پورزارعیان، 1390 و غیره...).  دربعضی دیگر  هویت ملی، مذهبی و فرهنگی افراد مختلف، مورد بررسی  قرار گرفته است(شهشهایی، 1382؛ مرودشتی، 1382؛ مجاهد، 1386؛ احمد لو ، 1381؛ اخوند زاده، 1382؛ حاج خیاط، 1384؛ عبدالهی، 1381، مسعود فرد، 1385؛ رسول زاده، 1385؛ حاجیانی،1388و  غیره..). در گروهی از تحقیقات، محتوای برنامه درسی  از نظر میزان پرداختن به هویت ملی، یا مذهبی و قومی، بررسی شده است(شیخاوندی،1382؛  صادق زاده، بی تا ؛ مراد خوانی، 1382 ؛ كهنه پوشي و همکاران، 1387؛ ابراهیم خدایار و همکاران، 1387؛ صالحی عمران و همکاران،1387؛ عبدی و لطفی، 1387  و غیره...).

 نتایج این تحقیقات نیز ضد و نقیض می باشد. بعضی ها میزان طرح مباحث مربوط به هویت ملی و مذهبی در کتب درسی را کافی و بعضی  دیگر آن را ناکافی دانسته اند. در عده ی دیگر نیز، پرداخت کم و یا عدم پرداخت کافی کتب درسی به هویت های قومی و ملی یک آسیب تلقی شده است.

نظر به اینکه کتاب جامعه شناسی 2 سال سوم انسانی در سال تحصیلی جاری تغییر یافته است لذا در این بررسی، میزان بازتاب هویت ملی و مذهبی در آن مورد بررسی قرار می گیرد. نظر به اینکه 70درصد از اهداف کلی آموزش و پرورش ایران به ایجاد هویت مذهبی و ملی، در دانش اموزان تاکید کرده است( مجموعه مصوبات شورای عالی اموزش و پرورش،1382 ،44-24)و بحث محوری سند برنامه ی درس ملی و سندتحول بنیادین آموزش و پرورش نیز این موضوع می باشد، لذا این سوال به ذهن خطور می کند که در کتاب جدیدالتالیف جامعه شناسی 2 این اهداف چگونه پیگیری شده است؟لذا مسئله تحقیق در قلب پرسش که" تا چه میزان در کتاب جدیدالتالیف جامعه شناسی 2 به هویت مذهبی و ملی توجه شده است ؟ " مطرح می شود.

2- 1-   اهمیت و ضرورت مسئله:

 یکی از اهداف اساسی کتاب های درسی، شکل دادن به هویت اسلامی و ایرانی است،  لذا بدون  انجام مطالعات در محتوای کتاب های درسی، چگونه می توان پی برد که این هدف چقدر در کتب درسی لحاظ شده است؟ انجام چنین مطالعاتی با انجام چنین وضع موجود را مشخص کرده و امکان تجدید نظر در طراحی برنامه های درسی را ممکن می سازد. یافته های این بررسی، از یک طرف؛ میزان و نحوه بازتاب هویت اسلامی و ایرانی در کتاب جامعه شناسی 2 نشان  می دهد و از طرف؛ دیگر اطلاعات مفیدی را در اختیار طراحان کتاب و دبیران تدریس کننده قرارمی دهد ، پس مهم به نظر می رسد. در ضمن  نتایج این پژوهش علاوه بر کاربرد آن درآموزش و پرورش، می تواند برای پژوهشگران حوزه برنامه ریزی درسی و  سایر علاقمندان به موضوعات تعلیم، تربیت و هویت مفید باشد.

3-1- اهداف:

اهداف این مقاله به شرح زیر ارائه می شود:

1- تعیین میزان بازتاب هویت مذهبی- ملی در کتاب جامعه شناسی 2 

2- مقایسه میزان بازتاب هویت مذهبی با میزان بازتاب هویت ملی در کتاب جامعه شناسی 2 

3- تعیین میزان بازتاب هویت مذهبی- ملی در تصاویر، فعالیت و متن  کتاب جامعه شناسی 2 

4-1- سئوال های تحقیق:

 این پژوهش فرضیه خاصی ندارد و سوال های پژوهشی به شرح زیر می باشد:

1- چه تعداد از پاراگراف ها ، تصاویر و فعالیت های کتاب جامعه شناسی 2با هویت ملی مرتبط است؟

 2-چه تعداد  از پاراگراف ها ، تصاویر و فعالیت های کتاب جامعه شناسی 2با هویت مذهبی مرتبط است؟

 3- چه اندازه  از حجم( تصاویر، فعالیت ها ، پاراگراف ها) کتاب جامعه شناسی 2 با هویت مذهبی- ملی مرتبط است ؟

4- در کتاب جامعه شناسی 2 ازاین میان مولفه های فرهنگی،سیاسی و اجتماعی هویت ملی  و مذهبی، به کدام مورد بیشتر توجه شده است؟

2-  پیشینه تحقیق

دراین قسمت بعضی از پژوهش های انجام یافته در زمینه بازتاب انواع هویت در کتب درسی اشاره  می شود. نتایج پژوهشی نشان می دهد که"محتوای کتاب‌های درسی تاریخ و ادبیات فارسی دوره‌ی متوسطه رشته علوم انسانی ایران به طور متعادل و متوازن به نمادهای ملی(پرچم، سرود ملی، تقویم رسمی، مکان‌های تاریخی، هنر ایرانی، لباس ایرانی، جشن‌های ملی، دفاع از سرزمین و نخبگان، مشاهیر ملی)نپرداخته است. لازم است هنر ایرانی، زبان فارسی، آداب و رسوم، جشن‌های ملی.....  که سرمایه‌های گران‌بها و فاخر متعلق ایرانیان است، در کتاب های درسی مورد توجه قرار گیرد و مدارس در پرورش و انتقال آنها به آینده‌سازان کشور کوشا باشند. ( صادق زاده،.بی تا). یافته های پژوهش دیگر نشان می دهد که" 28/49 درصد از محتوای کتاب های درسی علوم انسانی در مورد هویت ملی، 67/28 در مورد هویت مذهبی و 62/8  درصد در مورد هویت انقلابی بوده است (مراد خانی، 1382 ). در تحقیق دیگر" باز تاب هویت اقوام ایرانی در کتاب های درسی دوره های ابتدایی و راهنمائی" بررسی شده. محقق نتیجه گیری کرده است که  که به طور آگاهانه در طراحی و تدوین مواد درسی این کتب، از پرداختن به مقولات هویت و فرهنگ قومی پرهیز شده است "محقق پیشنهاد  کرده است که "در جغرافیای انسانی و تعلمیات مدنی دوره‌های ابتدائی و متوسطه جایگاه شایسته ای به هویت اقوام و هویت ملی و ‌عناصر تشکیل دهنده آنها قائل شده و آنان را در جریان جهانی شدن قرار بدهند . حضور دائم نمادهای ملی ـ قومی، نظیر پرچم و نقشه، در کلاس های درسی می تواند نقش مهمی  را در شناخت و درونی کردن مفاهیم و تعمیم عواطف خاص قومی( خاص گرایی قومی) به عواطف ملی( عام گرایی ملی) می تواند ایفا کند(داور شیخاوندی، 1382).  در تحقیق دیگری در زمینه کتاب های جامعه شناسي 1 و 2 چاپ 1386" نشان داده است که" هويت ملي 146 بار، هويت مذهبي 65 بار و هويت قومي 10 مورد، آن هم به صورت کلي، مطرح شده اند( كهنه پوشي و همکاران، 1387). در پژوهشی دیگر نشان داده است که" انعکاس عناصر مانند فرهنگ، دین و مذهب، تاریخ و قلمرو سیاسی– جغرافیایی در کتاب های درسی دوره متوسطه مناسب بوده است اما در حوزه تمدن ایرانی، نسبتا ضعیف است"(خدایارو همکاران، 1387).

در بررسی های خارجی نیز موضوع هویت در کتاب های درسی مورد توجه بوده است.  انسلین(1999) را  بررسی خود نشان داده است که" زیر بنای اهداف آموزش و پرورش و تربیت شهروند دموکراتیک، توجه به هویت ملی است. پرورش شهروند دموکراتیک بدون توجه به هویت ملی کار عبث و بیهوده است. از نظر وی مدرسه باید به دانش آموزان بگوید که آنها کیستند و چگونه باید باشند"( شمشیری، 1387 ،109).  بررسی دیگردر مورد "هویت ملی در برنامه درسی کشور کره جنوبی"نشان می دهد که هویت ملی در کره جنوبی از نیمه دوم قرن بیستم بطور فزاینده مورد تاکید بوده است و از آن زمان به بعد هفت بار تجدید نظر شده است. معمولامباحث مربوط به هویت در درس مطالعات اجتماعی گنجانده اشده است( هیو، 2004 به نقل از شمشیری، 1387، 110).  مطالعه ای دیگر"در مورد هویت ملی برنامه درسی سریلانکا" نشان داده است که برنامه درسی مربوط به هویت ملی در این کشور بر اساس برتری قومی طراحی شده است. از نظر سیری واردنا ( 2002)این موضوع باعث از تخریب ضعف وحدت ملی می شود(سیری واردنا، 2002 به نقل از شمشیری،1387 ،110).

 مطالعه ی دیگر نشان داده است که "هویت ملی در فلسطین اشغالی( اسرائیل) از طریق برنامه درسی غیر رسمی یعنی فوق برنامه آموزش داده می شود. در نظام آموزش و پرورش این کشور، اعتقاد بر این است که  فعالیت های فوق برنامه تاثیر بیشتری در تقویت هویت ملی دارد(کلی و درور، 1995 به نقل از شمشیری، 1378، 113).

3- روش شناسی

   این تحقیق از نوع؛ غیرآزمایشی، توصیفی  است که که با روش تحلیل انجام گرفته است. مطالب مربوط به هویت ایرانی(مذهبی و ملی) در متن کتاب، فعالیت ها و تصاویر به روش تحلیل محتوا استخراج  و شمارش شده است. جامعه آماری  این تحقیق، کتاب جامعه شناسی 2 چاپ 1390 با کد2-1/281 می باشد.  نظر به اینکه جامعه آماری محدود است لذا نمونه گیری انجام نگرفته و نمونه آماری همان جامعه آماری هم می باشد. در این پژوهش"تصاویر، فعالیت ها و پاراگراف های هر درس" به عنوان واحد ثبت می باشد.  جداول طراحی شده  برای ثبت تعداد "تصاویر، فعالیت ها و پاراگراف های مربوط به هویت ملی و مذهبی" به عنوان ابزار های تحقیق می باشد. در تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی استفاده شده است.

- تعریف مفاهیم

 - تعریف مفهومی و عملیاتی هویت ملی(national identity):  هویت ملی زاده عصر جدید است که ابتداء در اروپا سر برآورد و از اواخر قرن نوزدهم به مشرق زمین راه یافت..... در میان واژگان علوم اجتماعی، هویت ملی ساخته نیمه دوم قرن بیستم است. هویت ملی به جای خلق، خوی ملی که از مفاهیم عصر رومانتیک بود رواج پیدا کرد(اشرف،138،1383-133). این مفهوم بیانگر احساس همبستگی با اجتماع بزرگ ملی، اگاهی، احساس وفاداری به آن، فدارکاری در راه آن و متمایز کردن آن از دیگران است. . پول poole (2003) هویت ملی را زیر بنای تمامی هویت ها می دانند. بدین معنا که انواع هویت های دیگر، در چارچوب هویت ملی شکل می گیرد و معنا پیدا می کند. برای مثال شکل گیری هویت فردی، پدیده ای است که کاملا تحت نفوذ هویت ملی قرار دارد(ربانی،1381، 88؛ شمشیری،1378، 10). انتونی اسمیت برجسته ترین نظریه پرداز ناسیونالیسم، هویت ملی را بازتولید و با تفسیر پایدار ارزش ها، نماد ها، خاطرات، افسانه هاو سنت ها می داند که عناصر تمایز بخش هر ملتی است.. عواملی مانند سنت ها، تاریخ، زبان، مذهب، نهادهای سیاسی، اقتصادی و عوامل طبیعی، جغرافیایی بر هویت ملی معنا می بخشد. ...در هویت ملی، بر وفاداری به دولت ملی، زبان ، تاریخ و دین مشترک تاکید می شود. برای نمونه در هویت ملی یک نفر ایرانی با وفاداری به دولت ملی، تاریخ مشترک، زبان فارسی، دین اسلام و اداب و سنن مشترک مانند عید نوروز ، مشخص می شود ( گل محمدی،1383،62، معینی علمداری، 1383 ،26 و28 و31 ؛ مرشد زاده، 88،1380 ). "معنی هویت ملی یک جامعه با توجه به نمادهای مانند تصاویر، پرچم، نوع لباس، قصه ها و داستان ها که همگی جزء فرهنگ جامعه هستند، مشخص می شود. "(David and athers,2000,134 ).  درمجموع می توان گفت که هویت ملی یک مفهوم اجتماعی پیچیده بوده و دارای بارعاطفی سنگینی است، ریشه در تجربه ها وتصورات جمعی دارد، رشد پیدا می کند، تغییر می یابد و معانی گوناگون پیدا می کند. هویت ملی می تواند سازنده باشد( زمانی که در حد معمول و معتدل است باعث اعتلای همیاری و فرهنگ می شود)، می تواند ویرانگر باشد( زمانی که به قلمرو تعصبات وارد شود" ( اشرف،1383، 135).

در این مقاله مطالب مطرح شده در محتوای کتاب ها جامعه شناسی 2جدید در زمینه هویت ملی، در قالب مولفه های" فرهنگی( نمادی،ارزشی و مفاخر فرهنگی ملی)، سیاسی(نمادی، ارزشی و مفاخر سیاسی ملی) و  اجتماعی(ارزش های اجتماعی ملی) " موردشمارش قرار گرفته و ثبت شده است.

- تعریف مفهومی و عملیاتی هویت مذهبی( identity religious): هویت دینی و مذهبی یک هویت جمعی و از نوع هویت فرهنگی است. منظور از آن این است که فرد خود را مذهبی و جزء افراد دیندار بداند. نسبت به پیروان آن دین و مذهب احساس تعلق و تعهد داشته باشد.  وجود هویت مذهبی و دینی در یک گروه و فرد به معنای این است آنها دین خود را با اهمیت تلقی کرده و آشنایی با آن را ضروری بدانند. برآن افتخار کرده و در عمل پایبند به احکام آن بوده و در گروه های دینی مشارکت داشته باشند.  "هویت انسان ها با مذهب و دین آنها شناخته می شود. یهودی، مسیحی و مسلمان بودن، هویت دینی انسان های مختلف را به نمایش می گذارد" ( اشرفی،1380، 9). " هويت ديني كه به رابطه‏ی انسان با دين و نسبتي كه با آن پيدا مي کند، اطلاق مي شود. سنگ بناي هويت ديني تعهد و پايبندي است.... هويت ديني نشان دهنده احساس تعلق و تعهد به دين و جامعه ی ديني است. (شرفي، 1380، 95 و 102-99). " گلاک و استار پنج بعد اعتقادی، مناسکی، تجربی، دانش دینی و پی آمدی را برای مطالعه دین در نظر گرفته اند......... مرحوم استاد محمد تقی جعفری این تقسیم بندی را یکی از عالی ترین تقسیم بندی های دانسته است که در زمینه دینداری انجام شده و توجه به آن را برای محققان، ضرورت درجه اول خوانده است" (طالبان، 1380 ،10 و ویلم،1377، 81).

 در این مقاله" مطالب  مذهبی و اسلامی مطرح شده در محتوای کتاب ها جامعه شناسی 2جدید در قالب مولفه های" فرهنگی( اعتقادی ، نمادی و مفاخر مسلمان) ، اجتماعی(ارزش های اجتماعی مذهبی) و سیاستی(انواع نظام سیاسی با در نظر گرفتن مذهب، ارزش های سیاسی مذهبی، مفاخر سیاسی مسلمان)" موردشمارش قرار گرفته و ثبت شده است.

- فعالیت های کتاب: منظور از فعالیت های کتاب همان تکالیف ارائه شده  به دانش اموزان در هردرس است که در قالب کلمات مانند" کامل کنید، گفت و گو کنید، بیاندیشید، شناسایی کنید، تحقیق کنید و غیره آمده است....." امده است و ر هدرس سه مورد و در کل کتب 42 مورد می باشد.

- تصاویر کتاب : منظور ار تصاویر کتاب همان " عکس ها، نقاشی ها، پوسترها و طرح های گرافیکی" است که در جلد، صفحه اول فصل ها و متن درس ها در حاشیه صفحات آمده است و تعداد آن 86 مورد می باشد.

- پاراگراف های کتاب : به هر بند ، جزء ، قطعه نوشته شده در یک متن که حاوی یک مضموم  و معنی است پاراگراف می گویند. در این مطالعه، پاراگراف های مربوط به هویت مذهبی و ملی در هر درس و صفحه مورد شمارش و ثبت شده است. در ضمن در کل کتاب 209 پاراگراف و جود دارد( البته در شمارش پاراگراف ها متن فعالیت ها و سوال های مطرح شده در متن درس  لحاظ نشده است ، با احتساب آنها کل پاراگراف ها به293 مورد می رسد).

 

     4- مبانی نظری

1-4- تعریف هویت

هویت از نظر لغوی معادل identity است که از identtias مشتق می شود و دو معنای تدوام و تمایز را می رساند..... دارای دوجنبه تمایز و تداوم است که  مکمل و متضاد هم هستند..... هویت داشتن یعنی احساس تمایز و تداوم، استقلال داشتن است. داشتن این احساس  که خودش است و همان است که بوده ودیگران نیستند( گل محمدی،1383، 61 ). از نظر ریچارد جنکینز هویت دو معنای اصلی دارد، معنای اولی آن بیانگر مفهوم تشابه مطلق و معنای دوم آن   مفهوم تمایز را می رساند ( جنکینز،1381 ، 8). در حالت کلی مفهوم هویت دارای ویژگی های زیر است:

یک امر ذاتی نیست بلکه یک سازه است. حاصل یک عنصر ایستا و یک عنصر پویا است. بیانگر استمرار و تداوم تاریخی است، دارای بار احساسی و ارزشی است. و در ، هویت در حرکت است و هر تغییر اجتماعی آن را تنظیم مجدد می کند. یک نوع نیست بلکه متکثر و چند بعدی و چندگانه( multiple identity) است مانند هویت قومی، جنسی، زبانی، ملی، مذهبی و شغلی...... ،  یک مفهوم ارتباطی است. از طریق تقسیم شدن، معنا پیدا می کند. تقسیم بین این که من کیستم و دیگری کیست؟  هویت در دوره جهانی شدن دارای سه ویژگی رابطه ای بودن، مجازی بودن و انعکاسی بودن می باشد (افروغ،1380، 14-13؛ عاملی،1383، 44؛ دنی کوش، 1381، 156 و161 ؛ کوثری، 1383، 136 ). درآخر باید به این نکته اشاره کرد که هویت یک نوع نمی باشد، اما تقسیم بندی و تفکیک انواع آن نیز به سادگی امکان پذیر نیست. ریچارد جنکینز تفکیک هویت را به فردی و اجتماعی کار درستی نمی داند " همه هویت های انسانی به یک معنا و معمولا به معنای قوی تر، هویت های اجتماعی هستند.... معنا همیشه نتیجه توافق یا عدم توافق است" ( جکینز،1381، 5). البته برای مطالعه بهتر و دقیق تر آن تقسیم بندی هویت ها لازم است.  متفکرین مختلف هویت را  به انواع مختلف" فردی و جمعی، ملی و قومی، اجتماعی و گروهی، فرهنگی و مذهبی، هویت شغلی، جنسی، خانوادگی، علمی، تاریخی، عینی، آرمانی، هویت برای خود، هویت برای دیگری، هویت مشروعیت بخش، هویت برنامه ریزی شده، هویت مقاوم، هویت پیوندی، هویت اکتسابی، انتسابی و دیجیتالی و غیره ....." تقسیم کرده اند. در میان هویت های اجتماعی، خاص ترین هویت جمعی، هویت خانوادگی است و بعد از آن به ترتیب هویت های قومی، ملی، زبانی، مذهبی، جهان وطنی و هویت انسانی قرار دارد.

2-4- نقش نظام های سیاسی و آموزشی در بازتولید هویت های مورد نظر

عوامل مختلفی درشکل گیری هویت تاثیرگذارهستند، که در این میان نقش نظام  های سیاسی و نظام های اموزشی برجسته است "هویت موضوع دولتی است، دولت ارائه کننده هویت است، برای آن مقررات و نظارت هایی برقرار می کند. دولت نوین به شناسایی هویت واحد گرایش دارد"(دنی کوش،1381، 152). "نظام های سیاسی جامعه، نماد قدرت هستند، قدرت در شکل گیری هویت نقش اساسی دارد، هویت چیزی است که بر سر آن کشاکش در می گیرد، به واسطه آن ترفتدها پیش برده می شود. هویت در سیاست، هم وسیله و هم هدف است "( جنکینز،1381 ،44).

نقش نظام های سیاسی در طراحی نظام های آموزشی همواره مورد توجه جامعه شناسان بوده است. از نظر دورکیم آموزش و پرورش  وظیفه متناسب نمودن فرد با جامعه  را از طریق اجتماعی شدن انجام می دهد. از نظر پارسونز کلاس درس عامل اجتماعی شدن است، بدین معنی که از طریق آن شخصیت افراد به گونه ی تربیت می شود که بتواند برای ایفای نقش های بزرگسالی آمدگی داشته باشند."( شارع پور،1385 28،23-21). " از نظر مارکس، آموزش و پرورش در جوامع سرمایه داری، ابزار طبقه حاکم است طبقه حاکم دارای انحصار در آموزش وپرورش است(جنکینز،1381، 44). از نظر گیدنز اعتماد بنیادین در کودک ابتداء در خانواده و سپس در مراکز آموزشی تحت تاثیر مربیان و جوحاکم بر فضاهای آموزشی شکل می گیرد.  از نظرپيربورديو فضا تعیین کننده رفتار فردي و اجتماعي است"بخش عمده فضا در تحت تسلط نظام سیاسی و آموزشی است(بوردیو، 1380،  22،25 ). در حالت کلی هم  دردیدگاه های نظم و هم دیدگاه های تضاد، تاثیر آموزش و پرورش و نظام سیاسی در هویت یابی مورد توجه بوده است. نظاهای آموزشی کشورها، تابع نظام های سیاسی هستند و در جامعه پذیری سیاسی، مذهبی و اجتماعی دانش اموزان، اهداف کلی نظام سیاسی را در نظر می گیرند.

دولتهای مختلف، برای هویت یابی ملی افراد جامعه خود، از ایدئولوژی های مختلف مانند" ایدئولوژی های دولت گرا، ایدئولوژی های نژادگرایانه، ایدئولوژی های دینی، ایدئولوژی های کمونیستی، ایدئولوژی های منطقه ای مانند پان عربیسم، پان امریکایسم، پان اسلاویسم، پان اروپایسم" بهره می گیرند( فکوهی،1384 ،255-249). پروژه هویت سازی در ایران مبتنی بر یک ایدئولوژی دینی آن هم با تاکید بر اسلام و تشیع پیگیری می شود. امروزه گفتمان های موجود در زمینه هویت ایرانی را به دو گروه " گفتمان های مشروعیت بخش و یا رسمی(1- گفتمان اسلام جهان گرا( عمدتا مبتنی بر دیدگاه ام القری) 2- گفتمان اسلامی- ملی) و گفتمان های رقیب(1- گفتمان اسلام سنتی 2- گفتمان روشنفکری دینی 3- گفتمان ملی- مذهبی 4- گفتمان دینی، قومی و زبانی اقلیت 5- گفتمان جنسی ) تقسیم کرده اند(دوران ،1383 به نقل ازشمشیری،1387، 91-90). گفتمان  مسلط، گفتمان اسلامی شیعی، با تاکید بر شعار باز گشت به خویشتن می باشد.

نگاهی گذرا به اهداف کلی نظام آموزش و پرورش نشانگراین است که گفتمان مسلط هویت سازی در ایران یک گفتمان دینی است.              

از 56  بند موجود در اهداف کلی نظام آموزش و پرورش بیشتر موارد مربوط به تقویت هویت اسلامی بوده است. 34 بند  اهداف کلی متوسطه مربوط به هویت دینی و 20 مورد مربوط به هویت ملی می باشد( پورزارعیان،1389).  نظام آموزش و پرورش برای تحقق این اهداف، فعاالیت های مختلف  طراحی و با روش های مختلف( فوق برنامه و فعالیتهای فرهنگی و هنری، بسیج و غیره...) در مدارس اجراء می شود. در کنار عوامل فوق، تاکید به محتوای کتاب های درسی در اولویت اول می باشد. امروزه این توجه کافی تلقی نشده و در روند تحول بنيادين آموزش و پرورش که در قالب"سند تحول بنیادین آموزش و پرورش" و "سند برنامه درس ملي" ارائه شده است، انتقاد های مانند"عدم ابتناء بر فلسفه تعليم و تربيت اسلامي،  ضعف در پاسخگويي به نيازهاي انقلاب اسلامي در سطح ملی و جهانی و غیره ....." بر آموزش و پرورش فعلی وارد شده است(نوید،1390). یکی از اهداف مهم این سند ایجاد تغییرات در کتب درسی با تاکید بر منابع مانند"قرآن كريم و منابع روايي و كتب معتبر مرتبط، اسناد و يافته هاي علمي و پژوهشي موجود، مطالعات تطبيقي و تجربیات بشری واسناد قانونی بالادستي"بوده است( منبع قبلی). این تغییرات به تدریج در کتاب های درسی اعمال می شود. البته دقت در طراحی محتوای کتاب های درسی یک وظیفه ملی، دینی و علمی است، سطحی نگری و یکجانبه نگری در آن آثار نامطلوبی در روند هویت سازی دانش اموزان خواهد داشت.

3-4- چهارچوب پژوهشی:  با توجه به مطالب ارائه شده چهار چوب پژوهشی تحقیق به شرح زیر ارائه می شود:                                              

 تعامل نظام سیاسی با نظام آموزشی باعث طراحی طرح تحول بنیادین در آموزش و پرورش شده و بدنبال ان، تغییرات در کتب درسی شروع شده است و توجه به فرهنگ ایرانی و اسلامی از جایگاه خاصی برخوردارشده است، اصولا باید در کتاب جامعه شناسی 2 نیز این موضوع مورد توجه باشد. این مطالعه در پی نشان دادن این تغییرات  در کتاب جامعه شناسی 2 است.

5- یافته ها ( بررسی سوال های پژوهشی):

- یافته های مربوط به هویت ملی

1- چه تعداد ازپاراگراف ها(متن)،تصاویر و فعالیت های کتاب جامعه شناسی 2 مربوط با هویت ملی مرتبط است؟

از 209 پاراگراف موجود در کتاب، تنها 7 پاراگراف  با هویت ملی مرتبط است . از این تعداد، 2 مورد مربوط به نقد هویت های ملی قبل از اسلام و1 مورد مربوط به نقد هویت ملی دوره پهلوی و 2مورد مربوط به بعد فرهنگ عمومی می باشدو 1 مورد  هم مربوط به بعدسیاسی بوده است( مراجعه  به ضمیمه1 جدول 1). از 86تصویر موجود در کتاب، 27 مورد مربوط به هویت ملی است. بیشترین تصاویر مرتبط با هویت ملی، مربوط به بعد فرهنگی و کمترین آن مربوط به بعد اجتماعی هویت ملی است( مراجعه  به ضمیمه2 جدول2). از42 فعالیت موجود در کتاب ، تنها سه مورد با هویت ملی مرتبط است ( مراجعه  به ضمیمه3 جدول 3).

-فراوانی مولفه  هویت ملی در کتاب جامعه شناسی 2:

     جدول(4) فراوانی  مولفه های مربوط  به هویت ملی در کتاب جامعه شناسی 2

         واحد ثبت

مولفه های هویت ملی

تصویر

فعالیت

متن

جمع

سیاسی

12

.

2

14

فرهنگی

11

3

5

19

اجتماعی

4

.

.

4

جمع

27

3

7

37

داده های جدول 4 نشان می دهد که در مجموع در کل کتاب 37 مورد از تصاویر، پاراگراف ها و فعالیت ها با هویت ملی مرتبط است.  در بین مولفه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی کمترین توجه به مولفه اجتماعی و بیشترین توجه به مولفه های فرهنگی هویت ملی است.

- یافته های مربوط به هویت مذهبی

2- چه تعداد ازپاراگراف ها(متن)،تصاویر و فعالیت های کتاب جامعه شناسی 2به هویت مذهبی مرتبط است؟

از 209 پاراگراف موجود در کتاب، 55 پاراگراف  با هویت مذهبی مرتبط است. از این تعداد،29 مورد مربوط به مولفه های فرهنگی و 19 مورد مربوط به مولفه های سیاسی و 4مورد مربوط به مولفه های اجتماعی، هویت مذهبی  می باشد (مراجعه به ضمیمه 4 جدول 5).

از 86تصویر موجود در کتاب، 17 مورد مربوط به هویت مذهبی است. از این تعداد12 مورد مربوط به مولفه های فرهنگی، 1 مورد اجتماعی مربوط و 5 مورد مولفه های سیاسی هویت مذهبی است. (مراجعه به ضمیمه 5 جدول 6). در مجموع 12 مورد از فعالیت های کتاب، مرتبط با هویت مذهبی است. (مراجعه به ضمیمه 6جدول 7).

-فراوانی مولفه  هویت مذهبی در کتاب جامعه شناسی 2:

داده های جدول 8 نشان می دهد که در مجموع در کل کتاب 84 مورد از تصاویر، پاراگراف ها و فعالیت ها با هویت مذهبی مرتبط است.  در بین مولفه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی کمترین توجه به مولفه اجتماعی و بیشترین توجه به مولفه های فرهنگی است.

     جدول(8) فراوانی موارد مربوط  به هویت مذهبی در کتاب جامعه شناسی 2

واحد ثبت

مولفه های هویت مذهبی

تصویر

فعالیت

متن

جمع

فرهنگی

12

9

37

57

سیاسی

4

3

15

23

اجتماعی

1

.

3

4

جمع

17

12

55

84

 

3- چه اندازه  از حجم(تصاویر، فعالیت ها ، پاراگراف ها) کتاب جامعه شناسی 2 با هویت مذهبی- ملی مرتبط است ؟

         داده های جدول (9 ) نشان می دهد که 45 مورد ازتصاویر، 62 مورد ازفعالیت ها و 15 مورد ازپاراگراف های های  کتاب جامعه شناسی 2 مربوط به هویت مذهبی و ملی است.

     جدول(9)فراوانی تصاویر،فعالیت ها و پاراگراف های مربوط به هویت ملی و مذهبی

                                                 در کتاب جامعه شناسی 2

          واحد تحلیل

ابعاد هویت

تصاویر

 

پاراگراف

 

فعالیت

 

جمع

هویت ملی

27

7

3

37

هویت مذهبی

17

55

12

84

جمع

45

62

15

121

 

در کل کتاب، توجه به هویت مذهبی  دو برابر بیشتر از توجه به هویت ملی است. در پاراگراف های کتاب توجه به هویت مذهبی 8 برابربیشتر از توجه به هویت ملی است.

4- در کتاب جامعه شناسی 2 ازاین میان مولفه های فرهنگی،سیاسی و اجتماعی هویت ملی  و مذهبی، به کدام مورد بیشتر توجه شده است؟

ابعاد

مولفه ها

هویت مذهبی

        

هویت ملی

 

جمع

 

فرهنگی

57

19

76

سیاسی

23

14

37

اجتماعی

4

4

8

جمع

84

37

121

    جدول(10) فراوانی موارد مربوط  به هویت مذهبی به تفکیک مولفه های آن در کتاب جامعه شناسی 2

   در کل کتاب، بیشترین توجه به مولفه های  فرهنگی و کمترین توجه به مولفه های  اجتماعی هویت  ملی و مذهبی بوه است و توجه به مولفه های سیاسی در رتبه دوم است. 

 6- نتیجه گیری:

1- مقایسه نتایج این مقاله با تحقیقات قبلی مربوط به بازتاب هویت ملی  و مذهبی در کتاب های جامعه شناسی 1 و 2 نشان می دهد که توجه به هویت ملی در کتاب جدید کمتر از کتاب قبلی و توجه به هویت مذهبی در کتاب جدید بیشتر از کتاب قبلی است. (مراجعه به تحقیق كهنه پوشي و همکاران، 1387). در کتاب جدید نسبت به کتاب های قبلی جامعه شناسی، توجه به هویت ملی کاهش و توجه به هویت مذهبی افزایش یافته است.  این موضوع در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و سند برنامه ی درس ملی مورد توجه بوده است(مراجعه به متن سند در سایتwww.sce.ir). در واقع در این کتاب موضوع مستقل به نام هویت ملی ایرانی مطرح نیست انچه مطرح است هویت ایرانی – اسلامی است. هویت ایرانی قبل از اسلام به صورت مستقیم و غیر مستقیم نقد شده است. آیا می توان در شناخت هویت ایرانی تاریخ و فرهنگ ایرانی قبل از اسلام را نادیده گرفت؟ چه بسا اشاره به مولفه ای مثبت فرهنگ ایرانی قبل اسلام باعث تقویت تعلق خاطر دانش آموزان به  هویت ایران و ایرانی شود.

2- در پرداختن به مولفه های  فرهنگی، سیاسی و اجتماعی هویت مذهبی و ملی، کمترین توجه به مولفه اجتماعی شده است( مراجعه به جدول10). مولفین کتاب می توانستند در قالب هویت مذهبی مباحث مفیدی اجتماعی را مطرح نمایند. در واقع اگر قرار است مطالب مذهبی در کتاب جامعه شناسی مطرح شود باید مباحث اجتماعی آن مورد توجه باشد نه مباحث اعتقادی و  انتزاعی. این مباحث در کتاب های دین و زندگی دبیرستان مطرح شده است.

3- به بعد فرهنگی هویت توجه بیشتری شده است و این یک جنبه مثبت برای کتاب است. زیرا امروزه توجه به فرهنگ در تمام  رشته ای علوم انسانی محافل سیاسی، روشفکری، هنری، اجتماعی و رسانه ها، یک موضوع محوری است.

4- در مباحث  مربوط به مولفه های فرهنگی و سیاسی هویت مذهبی بیشتر به مباحث اعتقادی، انتزاعی و معرفت شناسی توجه کرده است( مراجعه به صفحات 31،32،34،35،50،72، 89)این موضوع مباحث را به سمت فلسفه و امور انتزاعی کشانده و مشکل کرده است. به عوض آن می توان جنبه های عینی و ملموس و جامعه شناختی هویت مذهبی پرداخت. در بعد سیاسی هویت مذهبی و ملی ارجاع دادن به قانون اساسی و جهت دهی به دانش آموزان برای توجه به قانون و قانون اساسی با مباحث جامعه شناسی سنخیت بیشتری دارد. جای مباحث عینی و ملموس مانند تمسک دولت مردان و مردم به قانون در قسمت پایانی درس (94صفحه) خالی است. 5- در مجموع تلفیق جهان بینی های علمی، مذهبی و فلسفی با یکدیگر و ارائه یک نگاه التقاطی تحت عنوان جامعه شناسی از نکات بحث برانگیز  این کتاب است.

                   منابع فارسي  

    - افروغ، اعماد (1377)، هویت ایرانی، موسسه توسعه دانش و پژوهش ایران، انتشارات بقعه، تهران

   - افروغ، اعماد (1381)، هویت شناسی مذهبی و باورهای دینی ایرانیان، مجموعه مقلات فرهنگ و جامعه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

             - آخوندزاده، محمد باقر(1383)، هویت ملی- مذهبی جوانان، انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم

   - اشرفی، ابوالفضل(1379)، هویت اجتماعی و پیشگیری از انحرافات، فصلنامه علوم اجتماعی، شماره 12-11، پاییزو زمستان، صفحه62 -33 ، دانشگاه علامه طباطبائی، دانشکده علوم اجتماعی

       - احمدی، حمید(1383)، دین و ملیت در ایران : همیاری یا کشمکش ؛ ایران، هویت، ملیت و قومیت؛ به کوشش حمید  احمدی، موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی، تهران

      - اشرفی، اکبر( 1380) ، هویت فرهنگی در عصر مشروطه، فصلنامه تحقیقات فرهنگی نامه پژوهش، سال ششم، شماره 22 و23، پاییز و زمستان 1380 دانشگاه علامه طباطبائی، دانشکده علوم اجتماعی

     - اشرفی، ابوالفضل(1377)، بي‌هويتي اجتماعي و گرايش به غرب"بررسي عوامل اجتماعي- فرهنگي مؤثر برگرايش نوجوانان                  به الگوهاي فرهنگ غربي (رپ و هوي متال)"در تهران، پايان نامه كارشناسي ارشد جامعه‌شناسي،  دانشگاه تربيت مدرس.

 - اشرف ،احمد(1383)، بحران هویت ملی و قومی در ایران؛ ایران، هویت، ملیت و قومیت؛ به کوشش حمید احمدی، موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی، تهران

- برتون، رولان(1384)، قوم شناسی سیاسی، ترجمه: ناصر فکوهی، نشر نی، تهران

     - بورديو، پير(1381)، نظريه منش، دلايل عملي و انتخاب عقلاني، ترجمه : مرتضي مرديها، تهران، نقش و نگار

- پورزارعیان، ناصر(1379)، تحلیل محتوای کتاب مطالعات اجتماعی سال اول، شورای تحقیقات استان آذربایجانشرقی، کمیته پژوهشی ناحیه 5 تبریز

 - پورزارعیان، ناصر(1389)، بررسی انواع و میزان هویت یابی دانش اموزان ( مطالعه مورد در میان دانش آموزان دوره متوسطه  آموزش و پورورش ناحیه 2 تبریز)، شورای تحقیقات استان آذربایجانشرقی، کمیته پژوهشی ناحیه 2 تبریز

        - جنکینز، ریچارد(1381)، هویت اجتماعی، ترجمه: تورج احمدی، انتشارات شیرازه،تهران

- جواد زاده شهشهانی، افسانه(1383)، بررسي هويت ديني و تفكر انتقادي و رابطه ي اين دو در دانشجويان 22-20 ساله، پايان نامه(كارشناسي ارشد)--دانشگاه الزهراء(س)، دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي، 1383.

  - حاجی خیاط، علیرضا(1383)، بررسی وضعیت هویت ملی کارکنان در بخش اجرایی دولت در استان اذربایجانشرقی،  سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان آذربایجان شرقی

   - حاجیانی،ابراهیم(1388)، هویت ایرانی، پژوهشگاه مطالعات استراتژیک، تهران

      - حمیدی، جمیله(13889)، هویت چیست؟0 چگونه هویت خود را بشناسیم)، تهران ، انتشارات کمال اندیشه

     - خدایار، ابراهیم؛ فتحی، اعظم(1387)، هویت ملی در کتاب های درسی دوره متوسطه، فصلناهم مطالعات ملی، سال نهم، شماره 3

- خوش فرو شارع پور(1380)، بررسي تاثير سرمايه فرهنگي بر هويت اجتماعي جوانان در شهر تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، اداره كل ارشاد اسلامي استان تهران

        - دوران، بهزاد(1381)، تاثير فضاي سايبرنتيك بر هويت اجتماعي، پايان نامه دكتري؛ جامعه‌شناسي، دانشگاه تربيت مدرس

        - ربانی، جعفر(1381)، هویت ملی، انتشارات سازمان انجمن اولیاء و مربیان جمهوری اسلامی ایران ،تهران

        - ربانی، جعفر(1381)، بررسی هویت دانش اموزان سوم متوسطه در تهران؛ هویت ملی، صفحه182-176؛

انتشارات سازمان انجمن اولیاء و مربیان جمهوری اسلامی ایران ،تهران

     - رسول زاده، میکائیل(1385)، بررسی نقش آموزش و پرورش در خصوص بحران هویت در نوجوانان و جوانان در استان اذربایجان شرقی، سازمان اموزش و پروروش استان اذربایجان شرقی

   - ريتزر، جورج (1374)، نظريه جامعه شناسي در دوران معاصر، ترجمه : محسن ثلاثي، تهران، انتشارات علمي

              - رهبری، مهدی(1388)، معرفت و قدرت، معمای هویت، کویر، تهران

            - رهبری، مهدی(1380)، بحران هویت در ایران معاصر، فصلنامه تحقیقات فرهنگی، نامه پژوهش فرهنگی، سال     ششم شماره 22 و23، پاييز و زمستان 1380، صفحه 84-53 ، وزارت فرهنگ و ارشاد سلامی، پژوهشگاه فرهنگ،  هنر و ارتباطات

  - ساروخانی، باقر(1370)، دایره المعارف جامعه شناسی، انتشارات کیهان، تهران

      - شارع پور، محمود(1385)، جامعه شناسی آموزش و پرورش، انتشارات سمت، تهران

   - شرفي، محمد رضا (1387)، جوان و بحران هویت، انتشارات شروش، چاپ پنجم، تهران

              - شمشیری، بابک(1387)، درامد بر هویت ملی، انتشارات نوید شیراز

          - شیخاوندی، داود(1380)، ناسیونالیسم و هویت یایرانی، مرکز بازشناسی اسلام، تهران

- طالبان ، محمد رضا (1382)، تعهد مذهبی و تعلق سیاسی، فصلنامه تحقیقات فرهنگی، نامه پژوهش فرهنگی، سال      پنجم، شماره21-20، بهار و تابستان ،1380 ، وزارت فرهنگ و ارشاد سلامی، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات

              - عاملی، سید رضا(1383)، دوجهانی شدن و اینده هویت های هم زمان؛ مجموعه مقالات همایش هویت ملی و جهانی شدن، به کوشش موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی، تهران

          - عبدی، عطاءالله؛ لطفی، مریم(1390)، جایگاه هویت ملی در کتب درسی دوره متوسطه، هویت ملی در کتاب های درسی دوره متوسطه، فصلناهم مطالعات مای، سال نهم، شماره 3( شماره پیاپی 35 )

         - عباس زاده، اکبر و همکاران(1383)، مجموعه مقالات همایش هویت ملی و جهانی شدن، موسسه تحقیقات و توسسع علوم انسانی،

- عبدالهی، محمد (1375)، جامعه شناسی بحران هویت، فصلنامه تحقیقات فرهنگی، نامه پژوهش فرهنگی، سال اول، شماره 3-2، پاییزو زمستان1375، صفحه154- 121، وزارت فرهنگ و ارشاد سلامی

       - عبدالهی، محمد و حسین یر، محمد عثمان(1381)، گرایش دانشجویان بلوچ به هویت ملی در ایران،  مجله جامعه شناسی، دوره چهارم، شماره4، زمستان1381، صفحه 126-101، انجمن جامعه شناسی ایران

           - علمداری، معین(1383)، هویت، تاریخ و روایت در ایران؛ ایران، هویت، ملیت و قومیت؛ به کوشش حمید احمدی، موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی، تهران

              - عیوضی، میررحیم(1380)، هویت دینی و چالش های آن، فصلنامه تحقیقات فرهنگی، نامه پژوهش فرهنگی، سال  ششم، شماره 22 و23، پاییز و زمستان 1380، صفحه208-179 ، وزارت  فرهنگ و ارشاد سلامی،

              - فکوهی، ناصر(1381)، شکل گیری هویتی و الگوهای محلی، ملی و جهانی( مطالعه موردی در لرستان)، مجله جامعه شناسی، دوره چهارم، شماره4، زمستان1381، صفحه 161-127، انجمن جامعه شناسی ایران

               - کچویان، حسین(1389)، تطورات گفتمان های هویتی ایران، نشر نی، تهران

               -کوش، دنی(1381)، مفهوم فرهنگ در علوم اجتماعی ، مترجم: فریدون وحیدا، انتشارات سروش ، تهران

          - کهنه پوشی، سید مصلح؛ سید حامد، کهنه پوشی(1388) تحلیل محتوای مفهوم هویت کتابر های درسی جامعه شناسی 1 و2، فصلنامه برنامه درسی، تابستان وپاییز 1388، شماره 3

     - گل محمدی، احمد(1380)،  تجدد، جهاني شدن و هويت خاص گرايي هاي فرهنگي در جهان معاصر، پايان نامهدكتري، رشته حقوق و علوم سياسي، دانشگاه تهران.

               - گیدنز، آنتونی(1387)، جامعه و هویت شخصی در عصر جدیدترجمه ناصر موفقیان، نشر نی ، تهران

            - مجموعه مصوبات شورای عالی اموزش و پرورش(1382)، دبیرخانه شورای عالی آموزش و پرورش، انتشارات مدرسه، تهران

- مرادخانی، علی( 1382)، بررسی تآثیر گذاری کتب علوم انسانی و اجتماعی در ایجاد، تقویت و معرفی هویت ایرانی ( ملی، دینی ، انقلابی) ، پایان نامه کار شناسی ارشد مدیریت آموزشی، سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان آذر بایجانشرقی

- مرشد زاده، علی(1378)، نگرش نخبگان آذري به هويت ملي و منطقه‌اي، پايان نامه (دكتري) علوم سیاسی،  دانشگاه تهران، دانشكده حقوق و علوم سياسي.

  - مرشد زاده، علی(1378)، تحول و بحران هویت در هویت فرهنگی ایران از دوره رضا شاه تا عصر جمهوری اسلامی، فصلنامه تحقیقات فرهنگی، نامه پژوهش فرهنگی، سال ششم شماره 22 و23، پاييز و زمستان1380، وزارت فرهنگ و ارشاد سلامی،

          - منصور نژاد، محمد و همکاران(1383)، هویت فردی وهویت جمعی؛ مجموعه مقالات همایش هویت ملی و جهانی شدن، به کوشش موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی، تهران

- منصورفر(1384)، عوامل موثر در بحران هویت دانش اموزان دوره متوسطه در اراک، سازمان آموزش و پرورش اراک

 

سایت های اینترنتی و منابع انگلیسی 

-          ir.ensani،www-

        www.sce.ir-

-Gove,jennifer and Watt,stuart (2000), Identity and gender from: questioning identity: gender,Class,nation edited by Woodward,Kath, Routledge ,London and

newyork associain te open university , paper 43-77.

 

- L.Hammack.Philip(2008), Narrative and the Cultural Psychology of identity, personality and social psychology Review, volum 12 Numbers 3,

August 2008, paper222-248

-Woodward,Kath(2000), questioning identity: gender,Class,nation, ,Routledge ,London and newyork associain te open university.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 2:50  توسط ناصر پورزارعیان  | 

تحليل نشانه شناختي Analysis Semiotic

عنوان  :  تحليل نشانه شناختي Analysis Semiotic
نویسنده :  مصطفي همداني
كلمات كليدي  :  تحليل نشانه شناختي، تحليل ساخت گرا، هم زماني، درزماني، بينامتني، استعاره، كنايه

واژه "Analysis" در زبان فارسی به معنای "تحلیل" و "تجزیه و تحلیل" است[1] و واژه "Semiotic"، صفت و به معنای "نشانه‌شناختی" است.[2] تحلیل نشانه‌شناختی، یکی از روش های تحلیل کیفی است که به بررسی دالّ‌ها در یک متن جهت دستیابی به معانی آن به‌ویژه معانی نهفته در یک متن می‌پردازد.

در برخی عبارات، از جمله نوشتارهای دنیس مک‌کوایل، تحلیل نشانه‌شناسی را "تحلیل ساخت‌گرا" می‌نامند.[3]

اگرچه توجه به نشانه‌ها و شیوه‌های ارتباطی آن‌ها پیشینه‌ای دیرینه دارد، می‌توان گفت تحلیل نشانه‌شناختی برای اولین‌بار توسط فردیناند دوسوسور (Ferdinand de Saussure: 1857-1913)، در کتاب "درس‌هایی در زبان‌شناسی همگانی" که در سال 1915 برای اولین‌بار پس از مرگ او منتشر شد آغاز می‌شود.[4]

 اهمیت و گستره تحلیل نشانه‌شناختی

تحلیل‌های نشانه‌شناختی به‌عنوان یکی از روش‌های تحقیق و نیز «مطالعه علایم آن‌چنان توسعه یافته است که در حد یک رشته تخصصی دانشگاهی به‌نام سمیوتیک (Semiotics) در مطالعات مربوط به ارتباطات جای باز کرده‌اند.»[5] اهمیت این تحلیل در حدی است که برخی نشانه‌شناسان ادعا می‌کنند که می‌توان همه‌چیز را تحلیل معناشاسانه کرد؛ معناشناسی از نظر آنان، ملکه علوم تفسیری محسوب می‌شود؛ یعنی شاه‌کلیدی که با کمک آن معنای همه چیزهای ریز و درشت دنیا برای ما روشن می‌‌شود.[6] در اینجا به برخی از وجوه کاربرد این تحلیل اشاره می‌شود:

1) واکاوی معنی نهفته در پیام؛ تحلیل نشانه‌شناسی در كنار روش‌های كیفی‌ای چون تحلیل گفتمان علاوه‌بر استخراج معانی صریح، به واكاوی معنای پنهان متن می‌پردازند؛[7] زیرا حقیقت معنا در پیام ارتباطی، تنها در قاب نظام‌های نشانه‌ای استفاده شده در آن پیام متجلی است. و «نشانه‌شناسی بر سر آن بوده که ماهیت نظام‌های نشانه‌ای را که از قواعد دستور زبان و نحو فراتر می‌ر‌ود و معانی پیچیده، پنهان و وابسته به فرهنگ متون را تنظیم می‌کند، دریابد.»؛[8] زیرا متن‌ها (مثل فیلم‌ها، برنامه‌های تلویزیونی، فیلم‌های تبلیغاتی و غیره) مثل زبان هستند و قوانین زبان‌شناسی را می‌توان بر آن‌ها هم اعمال کرد. زبان ما را قادر می‌سازد که اطلاعات، احساسات، افکار و چیزهای مشابه دیگر را باهم مبادله کنیم و این کار را با ایجاد نظام‌ها و قواعدی که مردم به یادگیری آن‌ها می‌پردازند انجام می‌دهیم. همان‌طور که برای نگارش و سخن گفتن دستور زبان وجود دارد، برای انواع متن‌ها و همچنین انواع رسانه‌ها هم دستور زبانی موجود است،[9] که می‌تواند به عنوان نظامی از نشانه‌ها تلقی شود[10] و این نظام معمولاً آشکار نیست بلکه بایستی از متن استنباط شود.[11] به عنوان مثال به این استنباطات تحلیلی از برخی نشانه‌ها که توسط آسابرگر، پژوهشگر علوم ارتباطی نوشته شده توجه کنید:                               

دال‌ها

مدلول‌ها

اندازه کلاه (بزرگی مغز)

صاحب کلاه روشنفکر است.

کیفیت کلاه خوب است اما سه سال است که کلاه تمیز نشده است.

مرد کلاه تازه‌ای ندارد، بخت از او برگشته و وضعیت خوبی ندارد.

هفته‌‌‌هاست که کلاه تمیز نشده است.

همسر مرد دیگر دوستش ندارد.

گردو خاک روی کلاه، گرد و خاک قهوه‌ای رنگ خانه است.

مرد کمتر از خانه بیرون می‌رود.

لکه‌های شمع آب شده بر کلاه دیده می‌شود.

خانه گاز ندارد.[12]

 بدون شک، این نشانه‌شناسی و فنون آن است كه ما را به این معانی نهفته و ضمنی رهنمون می‌شود.

 2) تحلیل متون چندنظامه؛ دیگر امتیاز ویژه تحلیل نشانه‌شناسی در این است كه می‌توان آن را در مورد متن‌هایی به كار برد كه بیش از یك نوع "نظام نشانه‌ای" و نشانه در ساخت آن‌ها به كار رفته است (مثلاً متون سمعی و بصری) و برای‌شان هیچ نوع دستور زبان جاافتاده یا فرهنگ لغات معتبری یافت نمی‌شود. بیشتر محتواهای رسانه‌ها از این نوع است.[13]

 3) تحلیل نشانه‌شناسی در دیگر حوزه‌ها؛[14] اهمیت تحلیل نشانه‌شناسی تنها در حوزه علوم ارتباطات نیست؛ بلكه پیرس معتقد بود: «این جهان سرشار از نشانه‌هاست هرچند که منحصراً از آن‌ها تشکیل نشده باشد.» هرچه را انجام می‌دهیم می‌توان پیامی، یا به قول پیرس، نشانه‌ای تلقی کرد. اگر هر آنچه در این جهان هست نشانه تلقی شود، پس نشانه‌شناسی اهمیتی شگفت‌انگیز خواهد یافت. نشانه‌شناسی با نتایج جالب توجه در حوزه‌ها‌ی پزشکی، معماری، جانورشناسی نیز به کار برده شده است.

 سه نوع تكنیك در تحلیل نشانه‌شناختی

نشانه‌ها و روابط، دو مفهوم کلیدی تحلیل نشانه‌شناختی هستند و روابط از خود اشیا و نشانه‌ها مهم‌تر است،[15] زیرا خلق معنا تنها در اثر برقراری روابط میان اشیا انجام می‌پذیرد؛ مثلاً در واژه‌های دستور زبان، تنها شکل و ترکیب واژه‌‌ها و ارتباط آن‌ها باهم است که معنای آن‌ها را تعیین می‌کند.[16] از دید سوسور نشانه‌ها در اصل به یکدیگر ارجاع می‌دهند. در نظام زبان «همه چیز وابسته به روابط است». هیچ نشانه‌ای قائم بر خود معنی نمی‌یابد، بلکه ارزش آن ناشی از رابطه آن با نشانه‌های دیگر است. هم دال و هم مدلول مفاهیمی تقابلی و مبتنی‌بر جایگاه و رابطه‌شان با دیگر اجزای نظام هستند.[17] برای كشف معانی نهفته، روش‌های عملی و تكنیكی خاصی وجود دارد كه همگی به بررسی نشانه‌ها و روابط آن‌ها می‌پردازند:

1. تحلیل همزمانی (ساختار جانشینی: Paradigmatic Structure) و درزمانی (ساختار هم‌نشینی: Syntagmatic Structure)؛ این تمایز نیز یکی از یادگارهای سوسور است. وی هم‌زمانی (Synchronic) را به معنای "تحلیلی" و درزمانی (Diachronic)، را به معنای "تاریخی" به کار می‌برد. بنابراین مطالعه هم‌زمانی یک متن به روابطی که میان عناصر آن وجود دارد توجه می‌کند و مطالعه درزمانی نحوه تکامل روایت را می‌نگرد. به سخن دیگر، تحلیل هم‌زمانی متن به دنبال الگوی تقابلی نهفته در متن است. اما تحلیل درزمانی بر تسلسل پیشامدها که روایت قصه را می‌سازد تأکید دارد.[18]

می‌توان از لوی استراوس مردم‌شناس فرانسوی، به عنوان پیشتاز روش اول و از ولادیمیر پروپ (Vladimir Yakovlevich Propp: 1895-1970) فلکلورشناس روسی به عنوان پیشتاز روش دوم نام برد.[19] پروپ در كتاب "ریخت‌شناسی حكایت"[20]‌ به تحلیل یكصد حكایت فولكوریك پرداخت تا ساختار بنیادین روایت را بیابد و استراوس، همین روش را با مبانی دقیق‌تر درباره اساطیر آمریكا مطالعه كرد.[21]

ساخت‌گرایان معتقدند معنای نشانه‌ها با قرار گرفتن در کنار هم آشکار می‌شود. در این تحلیل، اصل بر تقابل‌های دوتایی گذاشته می‌شود (مثل طبیعت/فرهنگ، مرگ/زندگی، روبنا/زیربنا).[22] به عقیده اینها، چنانچه در تحلیل یک متن (کتاب، فیلم، صوت یا ...) نتوانستید موضوعی پیدا کنید که با اصطلاحات تقابلی مربوط بشود احتمالاً اشکالی در کار است.[23]

به عنوان مثال، معنای چهار واژه "مرد" و "زن"، "پسر" و "دختر"، قابل تحلیلی تقابلی است که توسط پیتر براسک در نمودار شماره (1) نشان داده شده است.[24]

 نمودار شماره (1)

تجزیه و تحلیل معنی به‌عنوان نظامی از تقابل‌ها

 

2. بینامتنی؛[25] بینامتنی اصطلاحی است که بر سر آن اختلاف عقیده بسیار است. اما به بیان ساده عبارت است از: استفاده آگاهانه یا ناآگاهانه از مطالب متون قبلاً خلق شده، در متن جدید. اینکه چه متونی در این متن حضور دارند، ما را به فهم بهتر این متن هدایت می‌کند. در بعضی فیلم‌ها نیز این بین‌متنی حضور دارد و کارگردان صحنه‌هایی می‌آفریند که می‌توان آن را "نقل قولی" از فیلم‌های دیگر به شمار آورد.

 

3. استعاره و کنایه (Metaphor & Metonymy)؛ بیشتر نشانه‌شناسان، فنون بلاغی چون استعاره و کنایه را در قلمرو نشانه‌شناسی می‌دانند.[26] استعاره و کنایه، دو راه برای انتقال معانی است. در استعاره رابطه میان دو چیز از راه قیاس مطرح می‌شود و یکی از رایج‌ترین صور آن، تشبیه است، مانند عبارت:  «مثل فرشته، خوب است». در کنایه، رابطه‌ای مطرح می‌شود که مبتنی‌بر تداعی است. [27]

 رمزها(Codes) [28]

رمزها اَشکال بسیار پیچیده تداعی معانی هستند که در جامعه و فرهنگ خاصی همه آن را یاد می‌گیریم. این رمزها یا «ساخت‌های رازآلود» در ذهن ما، بر شیوه تفسیر علایم و نشانه‌هایی که در رسانه‌ها یافت می‌شوند و همچنین شیوه زندگیمان اثر می‌گذراند.

همه رسانه‌ها تابع رمزهای معین هستند؛ مثلاً در تحلیل فیلم تلویزیون باید معنای هر یک از نماها؛ کلوز، مدیوم‌شات، لانگ‌شات و ... را فهیمد، همین‌طور پیام‌های نورپردازی، حرکات دوربین و ... را. مثلاً: حرکت پَنْ رو به پایین که در آن دوربین نگاه می‌کند دلالت بر قدرت، اقتدار می‌کند. و حرکت پن رو به بالا که در آن دوربین به بالا نگاه می‌کند دلالت بر کوچکی، حقارت، ضعف می‌کند. این رمزهای‌ نشانه‌شناختی دارای معانی نهفته‌ای هستند كه با این تكنیك یعنی رمزشناسی خاص هر رسانه و ادبیات آن، می‌توان آن را تحلیل نشانه‌شناختی نمود.

 تحلیل نشانه‌شناسی انتقادی (Analysis Semiotic Critical)[29]

ویلفرد نوت در مقاله‌ "نشانه‌شناسی" نوشته است، نشانه‌شناسی نظری، به مطالعه نشانه‌های ایدئولوژی‌ها پرداخته و ایدئولوژی‌ها در حکم نظام‌های نشانه‌ای است. همچنین ولوشینوف به این نتیجه می‌رسد که همه نشانه‌ها سرشار از ایدئولوژی‌اند و در نتیجه ایدئولوژی در ریشه نشانگی قرار دارد. فرکلاف نیز ایدئولوژی را ساخت‌های معنایی می‌داند که در تولید، بازتولید و تغییر روابط نابرابر قدرت نقش دارند. در نتیجه معنا در فهم ایدئولوژی اهمیت بسیار دارد زیرا «معنا در خدمت قدرت است». به این ترتیب ایدئولوژی به واسطه معنا با گفتمان و زبان که نظام‌های تولید معنا هستند پیوند می‌خورد.

رولان بارت معتقد بود: «معنای ضمنی ایدئولوژیکیِ پنهان در رسانه‌های جمعی می‌خواهند که ساختارهای اجتماعی به نظر طبیعی و اجتناب‌ناپذیر برسند تا به این ترتیب قراردادی بودن و مبتنی بودن آن‌ها بر مجموعه‌ای از نظام‌های نمادین پنهان شود. ایدئولوژی‌ها می‌کوشند دانش اجتماعی و فرهنگی از واقعیت مادی را "طببیعی" و گریزناپذیر جلوه دهند. این‌گونه است که ایدئولوژی بنیاد نشانه‌ای یا نشانه‌شناختی خود را پنهان می‌کند. گرچه او بالاخره این نظریه خود را کنار گذاشت.

رویکرد دیگر بارت آن است که ایدئولوژی را در حکم رمزگان تلقی کنیم. در این دیدگاه ایدئولوژی‌ها را رمزگان‌هایی می‌داند که معنای ضمنی تولید می‌کنند. اومبرتو اکو ایدئولوژی را نمونه‌ای از پیش‌رمزگذاری می‌د‌اند. فرایندی که به واسطه آن معناهای ثانویه به پیامی داده می‌شود که توسط یک رمزگان اولیه تولید شده است.

از نقطه‌‌نظر ورسی لندی طبقه حاکم طبقه‌ای است که کنترل انتشار و چرخش پیام‌های کلامی و غیرکلامی یک جامعه را در دست دارد. طبقه حاکم بر میزان حشو این نوع پیام‌ها می‌افزاید و از این طریق موقعیت خود را تأیید می‌کند و طبیعی جلوه می‌دهد.

 اشکالات تحلیل نشانه‌شناختی[30]

ساخت‌گرایی روشی کاملاً نظام‌مند چون روش‌های کیفی به ما ارائه نمی‌دهد و نتایج‌اش را نمی‌توان مطابق ملاک‌های متعارف ثبات، پایدار دانست. همچنین این روش را نمی‌توان، همانند تحلیل محتوا نوعی شیوه تعمیم دانست. به علاوه هیچ راهی وجود ندارد که بفهیم آیا یافته‌های ما "نمایان‌گر" هستند یا نه. بالاخره این روش را نمی‌‌توان مثل بیشتر روش‌های توصیفی علوم اجتماعی و از جمله تحلیل محتوا نوعی روش خلاصه کردن اطلاعات دانست بلکه معمولاً ما‌حصل آن حجمی از یافته‌هاست که بسیار بزرگ‌تر از خود متن تحلیل شده است.

 تفاوت تحلیل نشانه‌شناختی و تحلیل محتوا[31]

1.   تحلیل نشانه‌شناسی، ‌برخلاف تحلیل محتوا کمّی نیست.

2.   در تحلیل نشانه‌شناسی، معنای پنهان موردنظر است و نه محتوای عیان که در تحلیل محتوا مورد نظر است.

3.   تحلیل نشانه‌شناسی هم مثل تحلیل محتوا نظام‌مند است اما نظام‌مندی او از نوع دیگری است؛ در تحلیل ساخت‌گرا اهمیتی برای نمونه‌گیری قایل نمی‌شوند و این نظر را رد می‌کنند که باید با همه واحدهای محتوا برخوردی یکسان داشت یا اینکه همان‌طور که در تحلیل محتوا معمول است، یک راهکار را در مورد متون گوناگون به کار برد.

4.   تحلیل نشانه‌شناسی، این فرضیه را نمی‌پذیرد که جهان "واقعیات" اجتماعی و فرهنگی، پیام و دریافت‌کننده همه از نظام معنایی مشترکی پیروی می‌کنند. واقعیت اجتماعی از جهان‌های کم و بیش مجزای معنایی تشکیل شده است که هر کدام شیوه درک خود را دارد.

 تفاوت تحلیل نشانه‌شناختی و تحلیل گفتمان

ارتباط نشانه‌شناسی و تحلیل گفتمان، به نوعی عموم و خصوص مطلق است كه در نمودار شماره (2) مشخص شده است. و به بیان دیگر، تحلیل نشانه‌شناسی به نوعی مقدمه برای تحلیل گفتمان هستند؛ زیرا تحلیل گفتمان به كشف معانی نهانی متون می‌پردازد و یكی از ابزارهای مقدماتی كشف این معانی، تحلیل نشانه‌شناختی است كه با تحلیل‌های بینامتنی و رمزشناختی و ... می‌تواند ما را به سطح تفسیر در تحلیل گفتمان که به انگیزه دریافت بافت اجتماعی متن انجام می‌گیرد ارتقا دهد.

و از طرف دیگر كاربران نشانه‌ها نیز می‌كوشند كه دلالت‌های ضمنی (ثانویه) نشانه‌ها را از طریق فرایندی كه بارت آن را طبیعی‌سازی می‌خواند، پنهان كنند. بارت به دلالت‌های ایدئولوژیكی كه در پس نشانه‌ها نهفته است، "اسطوره" می‌گوید و هدف نشانه‌شناس به زعم بارت، كشف همین اسطوره‌هاست.[32]

 الگوی انجام تحلیل نشانه‌شناسی[33]

برای انجام تحلیل نشانه‌شناختی، الگویی توسط آسابرگر برای تلویزیون ارائه شده که تا حدودی قابل تعمیم به دیگر متون نیز می‌باشد:

الف) نشانه‌های مهم متن را جدا کرده و تحلیل کنید.

1.   دال‌های مهم کدام‌اند و بر چه دلالت دارند؟

2.   چه نظامی به این نشانه‌ها معنا می‌بخشد؟

3.   چه رمزهایی می‌توان یافت؟

4.   چه موضوع‌های ایدئولوژیکی و جامعه‌شناختی در مسئله دخالت دارند؟

 ب) ساختار جانشینی متن چیست؟

1.   تقابل مرکزی در متن چیست؟

2.   چه تقابل‌هایی داخل طبقات گوناگون می‌گنجند؟

3.   آیا این تقابل‌ها اهمیت روان‌شناختی یا اجتماعی ندارند؟

 ج) ساختار هم‌نشینی متن چیست‌؟

1.   کدام‌یک از کارکردهای پروپ را می‌توان در مورد متن به کار برد؟

2.   ترتیب عناصر چگونه بر معنا اثر می‌گذراد؟

3.   آیا متن با کمک فرمول‌های خاصی شکل نگرفته است؟

 د) تلویزیون چه اثری بر متن می‌گذارد؟

1.   از چه نوع نما، زاویه دوربین و روش‌‌های تدوینی استفاده شده است؟

2.   چگونه برای معنا بخشیدن به نشانه‌ها از نورپردازی، رنگ، موسیقی و صدا استفاده می‌شود؟

 هـ) کدام‌یک از ابداعات نظریه‌پردازان را می‌توان در متن اعمال کرد؟

1.   کدام‌یک از نوشته‌های نشانه‌شناسان را می‌توان در مورد تلویزیون به کار برد؟

2.   نظریه‌پردازان رسانه‌ها چه گفته‌اند که می‌تواند در تحلیل نشانه‌شناختی اعمال شود؟


[1]. آریان‌پور، منوچهر و دیگران؛ فرهنگ انگلیسی به فارسی، تهران، جهان‌رایانه، 1385، چاپ ششم، ج1، ص78.

[2]. همان، ج2، ص2034.

[3]. مک‌کوایل، دنیس؛ درآمدی بر نظریه ارتباطات جمعی، پرویز اجلالی، تهران، دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها، 1382، چاپ اول، ص270-269.

[4]. آسابرگر، آرتور؛ روش‌های تحلیل رسانه‌ها، پرویز اجلالی، تهران، دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها، 1387، چاپ سوم، ص16.

[5]. محسنیان راد، مهدی؛ ارتباط‌شناسی، تهران، سروش، 1385، چاپ هفتم، ص195.

[6]. آسابرگر، آرتور؛ پیشین، ص18.

[7]. ساعی، علی؛ روش تحقیق در علوم اجتماعی، تهران، سمت، 1387، چاپ دوم، ص187.

[8]. مك‌كوایل، دنیس؛ پیشین، ص266.

[9]. آسابرگر، آرتور؛ پیشین، ص28.

[10]. همان، ص20.

[11]. مک‌کوایل، دنیس؛ پیشین، ص267.

[12]. آسابرگر، آرتور؛ پیشین، ص26.

[13]. مک‌کوایل، دنیس؛ پیشین، ص266.

[14]. آسابرگر، آرتور؛ پیشین، ص18.

[15]. همان، ص20-19.

[16]. همان، ص31.

[17]. سجودی، فرزان؛ نشانه‌شناسی کاربردی، تهران، علم، 1387، چاپ اول، ص21.

[18]. آسابرگر، آرتور؛ پیشین، ص31.

[19]. همان، ص31.

[20]. منظور از ریخت‌شناسی، مطالعه صورت‌هاست یعنی مطالعه اجزای تشکیل‌دهنده یک شیء و روابط‌شان با یکدیگر و با کل. آسابرگر، آرتور؛ پیشین، ص32.

[21]. احمدی، بابک؛ از نشانه‌های تصویری تا متن، تهران، مرکز، 1388، چاپ نهم، ص252.

[22]. سجودی، فرزان؛ پیشین، ص24-23.

[23]. آسابرگر، آرتور؛ پیشین، ص22.

[24]. یوهانسن، یورگن دینس و لارسن، سونداریک؛ نشانه‌شناسی چیست؟، علی میرعمادی، تهران، ورجاوند، 1388، چاپ دوم، ص94.

[25]. آسابرگر، آرتور؛ پیشین، ص44-43.

[26]. سجودی، فرزان؛ پیشین، ص58.

[27]. آسابرگر، آرتور؛ پیشین، ص46-45.

[28]. همان، ص48 و 54.

[29]. سجودی، فرزان؛ پیشین، ص181 و 187-184.

[30]. مک‌کوایل دنیس، پیشین، ص270.

[31]. همان، ص270-269.

[32]. كوثری، مسعود؛ نشانه‌شناسی رسانه‌های جمعی، فصلنامه علمی-ترویجی رسانه، بهار 1387، سال نوزدهم، شماره 1، شماره‌ پیاپی 73، ص38.

[33]. آسابرگر، آرتور؛ پیشین، ص57-56.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1390ساعت 0:57  توسط ناصر پورزارعیان  | 

خرده نظام فرهنگي Cultural Sub System

 

نویسنده :  فاطمه امين پور

كلمات كليدي  :  خرده نظام فرهنگي، حفظ انگاره، سايبرنتيك، نظام اجتماعي، نظام كنش واژه "System" که معادل نظام است عبارت است از مجموعهای از واحدها یا عناصر مرتبط به‌هم که به­منظور تأمین اهداف از پیش تعیین شده در ارتباط و تعامل با یکدیگر فعالیت میکنند.[1] خرده نظام (Sub System) نیز بخش و جزئی از یک سیستم است که خرده نظام فرهنگی یکی از خرده نظامهای موجود در سیستم اجتماعی را تشکیل میدهد.

خرده نظام فرهنگی از مفاهیم و نظریات مهم در مکتب کارکردگرایی ساختاری متعلق به تالکوت پارسونز (Talcott Parsons: 1902-1979) است. طرح این نظریه مربوط به مرحله دوم زندگی پارسونز و در واقع مهم‌ترین دوره زندگی وی میباشد. پارسونز به عنوان یکی از چهرههای اصلی نظریه جامعهشناختی در قرن بیستم، بیش از نظریهپردازان قرن نوزدهم تلاش کرد تا روابط میان فرهنگ، شخصیت و ساختار اجتماعی را با ارائه الگوهای تجریدی و دارای قابلیت کاربرد به شکلی نظاممند در قالب نظریه بیان کند.[2] کتاب "نظام اجتماعی" (1951) پارسونز از کارهای کلیدی وی در این زمینه میباشد. پارسونز در کتاب نظام اجتماعی خویش با طرح یک نظریه جامعهشناختی، نظم و بههم پیوستگی نظامهای اجتماعی را مورد سؤال قرار می‌دهد. سؤال اصلی او این است که چرا نظامهای اجتماعی بر مبنای مجموعهای از جهتگیریهای ارزشی مشترک و تجلیی افته پیوستگی خود را حفظ میکنند؟ فرایندهای ضامن بقاء در نظامهای اجتماعی کدامند؟[3]

 

جایگاه خرده نظام فرهنگی در نظریه پارسونز

پارسونز در کتاب "ساختار کنش اجتماعی" نظریهای با عنوان "نظریه سیستمها" را مطرح میسازد که این نظریه در جامعه شناسی فرهنگی حایز اهمیت فراوان است. وی نظام کنش را متشکل از چهار جزء میداند که عبارت‌اند از: نظام فرهنگی، نظام اجتماعی، نظام روانی و نظام زیستی. پارسونز برای این خردهنظامها الگویی با عنوان "AGIL" معرفی میکند که به کارکردهای هر سیستم در جهت بقای جامعه اشاره دارد و برای حفظ و بقای یک سیستم اجتماعی لازم هستند. این کارکردها عبارت‌اند از:

1.     سازگاری و انطباق نظام اجتماعی با جهان مادی که کارکرد نظام اقتصادی است.

2.     تحقق اهداف در نظام اجتماعی که کارکرد نظام سیاسی است.

3.     ادغام، یکپارچگی و حفظ نظم که مرتبط با نظام حقوقی و قانونی است.

4.     الگوی پنهان حفظ نظم و مدیریت تنش که وظیفه نظام فرهنگی است.[4]

بنابراین خرده نظام فرهنگی در نظریه سیستمی پارسونز به‌عنوان یکی از خرده نظامهای موجود در جامعه محسوب میگردد که از یک جایگاه مشخص در پیوند با سایر خردهنظامها برخوردار است.

 

ارتباط خرده نظام فرهنگی با سایر خرده نظامها

از منظر پارسونز در یک جامعه نظیر هر نظام کنشی خرده نظامها در عین خودمختاری، متقابلاً به یکدیگر وابسته و متکیاند.[5] پارسونز نوع تعلق خردهنظامها به یکدیگر را ناشی از وجود دو عنصر اطلاعات و انرژی میداند. سیستم فرهنگی به لحاظ اشراف بر اطلاعات بر سیستمهای دیگر مسلط بوده و آن‌ها را کنترل میکند. سیستم اجتماعی نیز بر اساس عنصر اطلاعات، سیستم سیاسی و اقتصادی را کنترل میکند. در مقابل، سیستم اقتصادی دارای انرژی بالاتری بوده و زمینه و شرط برای سیستمهای دیگر میباشد؛ از اینرو بر اساس انرژی موجود در خویش بر دیگر سیستمها مسلط است و سیستم­های دیگر به آن نیازمند هستند. در عین حال که سیستم اقتصادی منبع انرژی برای دیگر سیستمها میباشد، در مقابل سیستمهای دیگر به‌لحاظ فقدان اطلاعات کنترل میشود.[6] بنابراین پارسونز در جهت بیان رابطه بین خرده سیستمهای چهارگانه به یک رابطه عمودی از بالا به پایین و از پایین به بالا معتقد است. ارتباط از بالا به پایین بر کنترل اطلاعات مبتنی است. سیستمهایی که در سطح بالاتری قرار دارند، بر دیگر سیستمها تسلط داشته و بقیه را کنترل میکنند. از طرف دیگر رابطه از پایین به بالا بر اساس انرژی است. هر سیستمی که در پایینترین سطح قرار دارد، دارای انرژی بیشتری است و بالاترین سیستم دارای کمترین انرژی میباشد. سیستم اقتصادی بیشترین و سیستم فرهنگی کمترین انرژی را دارد. همینطور بالعکس، سیستم اقتصادی کمترین میزان اطلاعات و سیستم فرهنگی بالاترین میزان اطلاعات را دارا میباشد.[7]

در این الگو تمام نظامها از نظر قدرت برابر نیستند. درست است که هر یک از سیستمهای اجتماعی از هم مستقل و مجزایند، اما در میان آن‌ها اهمیت نظام فرهنگی از سایر نظامها بیشتر است.

نظام فرهنگی دارای ویژگی سایبرنتیک است؛ سایبرنتیک به‌معنای کنترل و هدایت جامعه است. در چرخه نظام اجتماعی که مانند هر سیستم فعالی محل مبادله و گردش بیوقفه انرژی و اطلاعات است، فرهنگ بهمنزله یک دستگاه کنترل به هدایت جامعه و سایر خرده نظامها میپردازد. فرهنگ ورودیها و اطلاعات نمادین را از طریق خانواده، مذهب، مدرسه و غیره وارد جامعه میکند و به این طریق در جهت هدایت کل سیستم اجتماعی عمل مینماید.[8] سیستم فرهنگی عامل کنترلکننده و انسجامبخش سیستمهای دیگر از قبیل سیستم شخصیتی و سیستم اجتماعی است که به فرد و کنش وی باز نمیگردد، بلکه به الگوهای وسیع معنی و ارزش تعلق دارد.[9]

 

کارکرد و نقش خرده نظام فرهنگی

کارکرد نظام فرهنگی که با تعبیر حفظ انگاره (Latent Pattern Maintenance) مشخص میشود به این نکته اشاره دارد که هر نظامی باید تا حد ممکن خود را در حالت تعادل نگه دارد. مجموعه فرایندهایی که به مدد آن‌ها اجتماعیشدن افراد تحقق مییابد، در حکم حفظ الگو هستند. از طریق جامعه پذیری است که فرهنگ به عاملان انتقال یافته و توسط آنان درونی میشود.[10]

از نظر پارسونز اجتماعی کردن فراگرد محافظه کارانهای است که از طریق آن تمایلات نیازی افراد آن‌ها را به نظام اجتماعی پیوند میدهد و از سوی دیگر نظام اجتماعی نیز وسایل برآوردهشدن تمایلات را برآورده میسازد. اجتماعیشدن نوعی همرنگی به نظام اجتماعی میبخشد، اما تنوعات فردی نیز در جامعه وجود دارد. وجود برخی مکانیسمهای نظارت اجتماعی در واقع تنوعات را کنترل کرده و افراد را به سمت همرنگی میکشاند. نظارت اجتماعی خط دوم دفاع از نظام را تشکیل میدهد. نظارت اجتماعی باید فرصتهای نقشی گستردهای را برای اعضایش فراهم کند تا شخصیتهای گوناگون بتوانند بدون تهدید یکپارچگی نظام، ابراز وجود کنند. اجتماعیکردن و نظارت اجتماعی مکانیسمهای اصلی برای حفظ توازن نظام هستند و نظم اجتماعی را در نظام اجتماعی عجین میسازند. پارسونز در بحث از نظام­های اجتماعی به رابطه کنشگران و ساختارهای اجتماعی توجه دارد. وی به تلفیق الگوهای ارزشی با تمایلات مبتنی‌بر نیاز میپردازد و آن را قضیه بنیادی و پویای جامعهشناسی میخواند. در این تلفیق شیوههای انتقال هنجارها و ارزشهای یک نظام به کنشگران مانند فراگردهای اجتماعی کردن و درونی ساختن دارای اهمیت اساسیاند. در واقع افراد ارزشها و هنجارها را ملکه ذهن خویش ساخته و بدین شکل آن‌ها را جزیی از وجود خود قرار میدهند و با این عمل، ضمن دنبالکردن منافع خود به مصالح کل نظام نیز خدمت میکنند.[11]

پارسونز دنیای اجتماعی را از زاویه افکار مردم بهخصوص هنجارها و ارزشها مشاهده میکرد. هنجارها قواعدی اجتماعاً پذیرفته شدهاند که مردم آن‌ها را بهکار میگیرند تا درباره کنشهای خود تصمیمگیری کنند. مهمترین فرایندهای اجتماعی تبادل معنا، نمادها و اطلاعات است.[12]

وی با تأکید بر لزوم ایجاد یک نظریه عمومی و منظم برای روابط انسانی، تحت تأثیر وبر کنش اجتماعی را به‌عنوان موضوع اصلی جامعهشناسی خویش معرفی کرده و نظریه پیچیدهای را درباره آن عرضه می­کند.[13] پارسونز معتقد است که تمام نظریات در حال حرکت به سمت نوعی نظریه ارادهگرایانه کنش هستند که در آن انسانها انتخابکننده و تصمیمگیرنده در مورد اهداف گوناگون و وسایل مختلف برای رسیدن به آن‌ها هستند. کنش بنیادی از یک کنشگر، وسایل، اهداف و محیطی ساخته میشود که شامل موضوعات مادی و اجتماعی و هنجارها و ارزشهاست.[14] پارسونز برای تحلیل کنش شیوههای متفاوتی را طراحی کرده و آن را متغیرهای الگویی مینامد. متغیرهای الگویی دو جنبه مختلف از کار پارسونز را در کنار یکدیگر قرار میدهند: نظریه کنش و نظریه نظامها. آخرین دستاورد زندگی پارسونز پیوند والاترین دستاورد فرهنگی (نظامهای دینی) با نظام کنشی است که شامل پیوند میان انسان و جهان فیزیکی میباشد.[15] هم کنشهای فردی و هم سازمانبندی نظام را میتوان نوعی انتخاب از میان بدیلهای مختلف تلقی کرد. همه کنشها متضمن این انتخاباند و چهار جفت بدیل اصلی در این زمینه وجود دارد:

1.     الگوی خاصگرایی ـ عامگرایی؛ میتوان یک شیء را چیزی خاص و منحصر به فرد (رفتار فرزندان) یا واحدی از یک طبقه عمومی به‌شمار آورد (رفتار دانشجویان)؛

2.     الگوی عاطفی- بیطرفی عاطفی؛ در یک رابطه اجتماعی یا با تمامی احساسات (رابطه با فرزندان) و یا بیطرفانه میتوان وارد شد مثل (رابطه با دانشجویان)؛

3.     الگوی کیفیت- عملکرد؛ میتوان برای یک شیء به خاطر خودش ارزش قایل شد (فرزندان) یا به‌خاطر کاری که میتوان با آن انجام داد (دانشجویان)؛

4.     الگوی جامعیت- ویژگی؛ میتوان در رابطه کامل با همه جنبههای یک موضوع قرار گرفت (فرزندان) و یا فقط به یک فعالیت در این رابطه پرداخت (دانشجویان).[16]

 

اجزای خرده نظام فرهنگی

پارسونز نظام فرهنگی را شامل سه قلمرو عمده میداند:

1)    قلمرو نهادهای شناختی که با اندیشه ها و باورهای مربوط به جهان خارج در ارتباط است.

2)    نهادهای بیانی مثل هنر و موسیقی که در ارتباطات عاطفی بهکار میروند.

3)    معیارها و هنجارهای اخلاقی که با درستی و نادرستی کنشهای انسانی ارتباط دارند.[17]

نظام فرهنگی از نظر پارسونز ادغام و اجتماعی‌شدن افراد در جامعه است. کنش اجتماعی افراد دربرگیرنده گزینشهایی است که بر اساس ارزشها و هنجارهای درون نظام فرهنگی مشخص می­شوند؛ یعنی افراد بر اساس ارزشهای فرهنگی که در آن‌ها درونی شده به کنش اجتماعی میپردازند.[18]

 

[1]. توکلی، عبدالله؛ اصول و مبانی مدیریت، قم، زمزم هدایت، 1383، ص48.

[2]. اسمیت، فیلیپ؛ درآمدی بر نظریه فرهنگی، حسن پویان، تهران، دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1383، ص46.

[3]. همیلتون، پیتر؛ تالکوت پارسونز، احمد تدیّن، تهران، هرمس، 1379، ص119.

[4]. اسمیت، فیلیپ؛ پیشین، ص57.

[5]. توسلی، غلامعباس؛ نظریههای جامعهشناسی، تهران، سمت، 1376، ص252.

[6]. آزادارمکی، تقی؛ نظریههای جامعهشناسی، تهران، سروش، 1376، ص76-77.

[7]. همان، ص102.

[8]. اسمیت، فیلیپ؛ پیشین، ص57.

[9]. آزاد ارمکی، تقی؛ پیشین، ص76.

[10]. کرایب، یان؛ نظریه اجتماعی مدرن از پارسونز تا هابرماس، عباس مخبر، تهران، آگاه، 1378، ص59.

[11]. همان، ص137-136.

[12]. کرایب، یان؛ پیشین، ص52-53.

[13]. ادیبی، حسین؛ جامعهشناسی طبقات اجتماعی، تهران، انتشارات دانشکده علوم اجتماعی و تعاون، 1354، ص137.

[14]. کرایب، یان؛ پیشین، ص55.

[15]. همیلتون، پیتر؛ پیشین، ص23-24.

[16]. همان، ص62-61.

[17]. همان، ص3-52.

[18]. بیلینگتون، روزاموند و دیگران؛ فرهنگ و جامعه، فریبا عزبدفتری، تهران، قطره، 1380، ص35.

0/5 - (0)

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1390ساعت 11:28  توسط ناصر پورزارعیان  | 

مقاله: جامعه شناسی هنر- محقق:محمود فراهانی

جامعه شناسی یا تئوری علمی جامعه ،شناخت حرکات اجتماعی و بررسی قوانین حاکم بر این حرکات است . به دیگر سخن سعی دانشمند مزبور بر این است که تصویر منظم و کاملی از تحول و تکامل جامعه به دست دهد

و با شناختن و شناساندن جامعه و ویژگی های حیات اجتماعی و افزودن بر نگرش و دید علمی انسانها درباره ی جامعه و سیر تکاملی آن ، بر شتاب حرکات اجتماعی بیفزاید .24 از سویی دیگر جامعه شناسی هنر در دهه اخیر به

 عنوان یکی از حوزه های تخصصی جامعه شناسی مطرح شده ست ،حوزه ای که به مطالعه ی زمینه ی ویژه ای از زندگی اجتماعی انسانها که همانا هنر و آفرینش هنری است می پردازد.

در تعریف دقیق تر جامعه شناسی هنر که به شناخت محتوای اثر هنری و جوهر اجتماعی آن می پردازد می توان گفت : جامعه شناسی هنر روابطی که هنر را با جامعه و مظاهر گوناگون زندگی اجتماعی پیوند می دهد با روش علمی مطالعه می کند و کنش و واکنش هنر مند و جامعه ، جهان بینی و موضع فکری هنرمند ، اثر و خلاقیت هنر ی او را در پیوند با مظاهر گوناگون حیات اجتماعی مورد مطالعه قرار می دهد .25

 جامعه شناسی هنر، مطالعه جامعه هنری است . وجوه اجتماعی هنری ، اعم از پدیده های هنری و هنرمندان در این عرصه بررسی می شود ،جامعه شناسی هنر اسرار پنهان و آشکار طبقه اجتماعی هنر مند را از طریق آثار هنری عیان کرده و ارتباط محصولات هنری را با پدیده های اجتماعی اندازه گیری می کند . این بررسی مستقیم ،پنهان ،نمادین و تطبیقی است . اندازه گیری میزان تأثیر گذاری اجتماعی و تحلیل پدیده های هنری از دیگر کارکردهای این عرصه محسوب می شود. هنرمند در برخورد با پدیده ها و واقعیت های اجتماعی ،4 موضع روشن دارد :

آن را تأیید و تبلیغ می کند، آن را مخفی و پنهان می کند ، آن را تأیید ولی بر ضد آن کار می کند ، آن را تأیید ولی بی طرف است( فقط موضع تفسیری دارد) .

هدف جامعه شناسی هنر ، شناخت هنرمند ،بررسی آثار هنری، قوانین ارتباطی بین هنرمند و سایر نهادهای رسمی و غیر رسمی و بررسی کارکردهای اجتماعی هنر است .

در جامعه شناسی هنر پدیده های هنری با نگرشی اجتماعی اندازه گیری می شوند.

از این قرار در بسیاری جهات زمینه تحقیق گشوده می شود .

1- شناخت هنرمندان ، زمینه حیات آنان و علل گرایششان به قلمرو هنری .

2- سازمانها ، نهادها و تأسیسات هنری .

3- مشتریان هنر ، زمینه ها ، انگیزه ها  و علایق آنان .

4- ارزش های اجتماعی در رابطه با هنر .

بدینسان هنر نه تنها ساخته افکار و اندیشه های مردم ، بیان مسائل ،نیازها و خواسته های آنان شناخته می شود بلکه خود راه گشای آینده ای دیگر به مردمان خواهد بود.

امروزه محقق و عالم علوم اجتماعی کلمات تحلیلی و ترکیبی مثل دولت ، دین ، سیاست، فلسفه، دانش علم ، اقتصاد و تاریخ را در ادراکات مجهول اما به هم پیوسته و ادراکاتی که از الگوها و نمونه های در هم رفته ، شکل گرفته اند به کار می برد.28

 جامعه شناسی  نیز از یک سو با رشته هایی مرتبط است که بنا به سنت با هنر سر و کار دارد – تاریخ هنر ، نقد هنر ، زیبایی شناسایی و هم با رشته هایی مرتبط است که شخصاً با جامعه شناسی پیوند دارند- تاریخ ، انسان شناسی ، روان شناسی،اقتصاد، حقوق .29

 بنیانگذاران جامعه شناسی که به عنوان پدران این علم محسوب می شوند مسئله هنر را بیشتر در حاشیه کار خود در نظر می گرفتند .امیل دورکیم مادامی به هنر کار داشت که آن را در پیوند با دین بتواند مطالعه کند.

ماکس وبر تنها در یک مقاله به طور مشخص به سبک های گوناگون موسیقی پرداخته و آنها را به روند تاریخی گسترش عقلانیت در غرب مربوط کرده است . از این میان گئورک زیمل بیش از همه به پیش برد تحقیق جامعه شناسی در باب هنر یاری رسانده ، زیمل کوشید مناسبات موقعیت اجتماعی هنر را با مسیحیت و تاثیر و نفوذ جهان بینی ها در آثار هنری عیان سازد . او بین میل تقارن و صور حکومت استبدادی یا جوامع سوسیالیستی و میل به عدم تقارن و صور لیبرالی یا فرد گرایی حکومت یا جامعه تناسب می دید.30

 اسپنسر منشاء هنر را بازی می دانست.او معتقد بود که حیوانات پست تر همه نیروی حیاتی خود را صرف نگهداری و ادامه زندگانی می کنند ، اما در انسان پس از برآرودن نیازهای وی یک نیروی اضافی به جای می ماند .این نیروی اضافی صرف بازی می شود و از بازی به هنر می رسد.

بازی تظاهر به عمل واقعی است ،هنر نیز این چنین است .31

 لئون تولستوی هنر را یکی از وسایل ارتباط انسانها با یکدیگر و آن را از موجبات ترقی و پیشرفت بشریت به سوی کمال می داند.32

 پرودن (1865- 1809) به نقد هنر بازاری در حکومت های سرمایه داری پرداخته و اعتقاد داشت هنر نیز مانند هر چیز دیگری به صورت کالا درآمده است . و کسانی که آن را تولید می کنند به علت وابستگی به طبقه حاکم و نیاز طبقه حاکم به بهره گیری از هنرمندان در قالب  «عوامل خواب آور » خود خریدنی و خود فروختنی شده اند.33

 پرودن اعتقاد داشت که همه هنرها بر یک اصل واحد استوارند ، هدف واحدی را دنبال می کنند وبرهمه قواعد یکسانی حکمفرماست . از دیدگاه او ، اصل مشترک همه هنرها در قوه معینی از ذهن انسان جای دارد . او ذهن را اندام واره ای پیچیده می انگارد و برآن است که قوای گوناگون گرد محوری می گردد که مرکب از دو عنصر است «وجدان اخلاقی» و «علم » و «عدالت » و « حقیقت » .

چنانکه پیداست هر دو صورت بندی همتای عقل نظری و عقل عملی کانت است . پرودن کوشید نشان دهد که نقش هنرمند در جامعه صرفاً کمکی است، و «مقصود هنرمند آن است که حساسیت های اخلاقی، احساسات وقار آمیز و تهذیب جوی ما را برانگیزد »34

 مهمترین گفتار مارکس را در باب هنر باید در صفحه های واپسین مقدمه ای در نقد اقتصاد سیاسی 1875 یافت . مارکس از مفهوم ماتریالیسم  دیالکتیکی و تاریخی آغاز می کند ، بر طبق این مفهوم واقعیت های اقتصادی بنیاد غایی (اما نه یگانه بنیاد) همه ایدئولوژی ها و از این رو هنر نیزهست .او معتقد بود که هنر مستقیماً از بنیادهای تولید اقتصادی سرچشمه می گیرد.35

 ناتالی هینگ معتقد است نخستین جامعه شناسان هنر نه از جامعه شناسی و نه از تاریخ فرهنگی برخاسته اند ،جامعه شناسی هنر در جمع کارشناسان زیبا شناسی و تاریخ هنر پدید آمد . بر این اساس هینگ از پیدایش سه نسل در تاریخ این دانش میان رشته ای جوان بحث می کند ؛نسل اول را «زیبایی شناسی جامعه شناختی »مینامد که دغدغه اش بستگی میان «هنر و جامعه » است و عمدتاً در سنت مارکسیستی بالیده است . این نسل مطابقت با سنت ژرمنی و بیشتر با حال و هوای نظری کار می کرد .

نسل دوم بیشتر در انگلستان و ایتالیا و از درون سنتی،تجربی تر بر آمد و بیش از آنکه به ارتباط هنر و جامعه بیندیشد ، دغدغه اش تعیین جایگاه هنر در جامعه بود . این جریان دوم را می توان «تاریخ اجتماعی هنر» نامید . اینان کمتر از نسل اول در صدد طرح نظریه هنری یا اجتماعی بودند، بیشتر به تحصیل نتایج انضمامی و پردوام و افزودن بر غنای « شناخت تاریخی » فکر می کردند.

نسل سوم جامعه شناسی هنر را می توان ذیل عنوان جامعه شناسی پیمایشی رده بندی کرد. این نسل در دهه 1960 و از بطن سنتی یکسره متفاوت برآمدند که بیشتر در فرانسه و آمریکا مجال و میدان فعالیت یافتند و از روش های مدرن آماری و انسان شناختی بهره می جستند .صورت مسئله و دغدغه ی نسل سوم نه « هنر و جامعه » نه « هنر در جامعه » بلکه «هنر به مثابه جامعه » بود – به اعتقاد ایشان « مجموع کنش های متقابل کنشگران ، نهادها و اشیاء به گونه ای با هم تحول می یابند تا آنچه که عموماً هنر می نامند تحقق یابد.»36

 


 منابع:

 24- دکتر علی اکبر ترابی/ جامعه شناسی ادبیات فارسی / انتشارات فروزش / تبریز 1384/ ص 4 پیشگفتار

25- همان

26- عبدالحسین لاله / مدیریت هنر و جامعه شناسی هنر/ مقاله /منبع www.artiran.blogsky.com 

27- دکتر باقر ساروخانی/ درآمدی بر دایره المعارف علوم اجتماعی / جلد دوم / 1375 / انتشارات کیهان/ ذیل واژه جامعه شناسی هنر

28- ر.ج شود به منبع 26

29- صالح نجفی /ایگاه اینترنتی روزنامه شرق/2 اسفند 84 / شماره 703

30- همان

31- احمد رضا بسیج / فلسفه هنر / انتشارات مرید / شهر کرد /1380 ص 24

32- لئون تولستوی / هنر چیست / ترجمه کاوه دهگان / انتشارات امیر کبیر/ تهران 1364/ص170     

33- ماکس رافائل / 3 پژوهش در جامعه شناسی هنر/ پرودن، مارکس، پیکاسو/ ترجمه اکبر معصوم بیگی / تهران 1379

34- همان ص  27            

35- همان صفحات 149تا 147

36- ر.ج شود به منبع 29

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اسفند 1388ساعت 9:43  توسط ناصر پورزارعیان  |