فعالیت های جامعه شناسی یک تهیه: سرگروه اهر جناب آقای خلیلی
پاسخ پيشنهادي براي فعاليتهاي كتاب درسي جديد التاليف جامعه شناسي 1( چاپ اول :89)
فصل اول
ص 13 : نمونه بياوريد :
سه كنش انساني : احوال پرسي ، انجام تمرينات درس ، پاسخ دادن به سوالات معلم
نمونه براي انواع كنش : كنش دروني : فكر كردن – تصميم گرفتن – منفعل شدن – خجالت كشيدن – پيش بيني نتيجه مسابقه
كنش بيروني : امتحان دادن –– رانندگي كردن– لباس پوشيدن – تماشاي مسابقه كنش فردي : دعا نمودن – استحمام كردن – مسواك زدن- كتاب مطالعه كردن كنش اجتماعي : سرود خواندن – مسابقه ورزشي دادن – شركت در جشن عروسي- خير مقدم گفتن به ميهمانان
ص 15 تفسير كنيد : خير - بوق سلام – بوق جشن و شادي – بوق هشدار و خطر و اعتراض - بوق خداحافظي – بوق دعوت به سوار كردن عابر
ص16 تحليل كنيد : كنش انساني داراي پيامد هايي است پس در انجام كارها به پيامد هاي آن بايد توجه كرد بي توجهي يا كم توجهي و بدون آينده نگري و به پيامد هاي احتمالي كنش توجه نكردن انسان را غافل مي سازد . غفلت امروز ما ريشه در ديروز ما دارد ما حصل هر آنچه ديروز انجام داده ايم اگر ديروز غفلت كرده ايم پس امروز حاصلي نداريم و هر اينه كه امروز غفلت كنيم فردا نيز بي حاصل خواهيم بود به عبارت حميد مصدق بهتر آن است كه غفلت نكنيم از آغاز ...
پيامد هاي سحر خيزي : از بيماري مغزي جلو گيري مي كند – براي قلب مضر و موجب پيري زود رس مي شود ( دانشمندان ژاپني ) – طراوت روحي و فكري انسان را زياد مي كند – بهترين وقت براي درك مطالب علمي است.
ورزش صبحگاهي : طراوت روحي و آمادگي و سلامت جسمي انسان را بيشتر مي كند – كسالت را برطرف مي كند – موجب افزايش عمر مي شود
ص19 پاسخ دهيد : اقتصاد : چون كنش انساني و پيامد هاي آن را در حيطه موضوعاتي توليد و توزيع و مصرف بررسي مي كند تاريخ : چون به مطالعه كنش و پيامد هاي انسانها در گذشته مي پردازد. حقوق : چون به بررسي قواعد مدون و رسمي حاكم بر كنش اجتماعي مي پردازد.
ص 19 تفسير كنيد : فيزيكدان ابعاد فيزكي صداي انساني مانند ارتعاشات ، طول موج ، فركانس بلندي و زير وبمي آن را مطالعه مي كند بدون آنكه بخواهد بداند كه آنها چه معنايي دارند . در حالي كه زبان شناس ابعاد انساني صدا شامل اهداف و نيات و معاني، پیام ها ، عواطف و اندیشه آنرا بررسي مي كند .
ص20 پاسخ دهيد : بلي امتناع تضاد – محال بودن اجتماع و ارتفاع نقيضين – تاثير و تاثر متقابل – اصل سنخيت علت و معلول ( هر معلولي از علت يا علل خاصي پديد مي آيد و برعكس)
ص 23 تحليل كنيد : پزشكي : در گذشته فرصت شغلي و درآمد بالايي داشت و لي امروزه به دليل اشباع بازار كار در شهر هاي بزرگ ، تمايل به آن كاهش يافته است . در ايران در سالهاي دهه شصت، علوم پزشكي از موقعيتي برتر نسبت به ساير علوم برخوردار بودند و لي در سالهاي اخير برخي از رشتههاي فني و رايانه اي جاي آن را گرفتهاند.
نقشه كشي ساختمان : در گذشته فرصت شغلي نداشت حالا به جهت رعايت اصول ايمني ساختمان فرصت شغلي زيادي دارد .
حقوق – زبان خارجه - حسابداري :
- شان اجتماعي – در آمد – تفاوت در فوايد : از جمله فوايد علوم انساني عبارتند از 1- فهم و شناخت معاني كنشهاي آدميان. 2- ايجاد تحول در كنشهاي انساني و ديالكتيك با موضوع خود. 3- پيشبيني كنشها و پيامدهاي آنها جهت پيشگيري و كنترل كنشهاي نامناسب و غيرمطلوب 4- شناخت فضيلت، عدالت، سعادت و راه صحيح زندگي و ارزشگذاري درباره كنشهاي خوب و بد 6- رها كردن و آزادسازي از ظلمها و اسارتهايي كه در اثر كنش انسانها پديد ميآيد. 5- انتقاد از كنشهاي ناپسند و ظالمانه انسانها. 7- نشان دادن شيوه صحيح استفاده از علوم طبيعي و دانشهاي ابزاري.
فوايد علوم طبيعي : 1- شناخت طبيعت؛ 2- پيشبيني حوادث طبيعي؛ 3 - رهاسازي انسان از اسارت طبيعت؛
ص 24 تحقيق كنيد : نمونه : طاعون گاوی
این بیماری شایدیکی از اولین بیماریهای واگیرو عفونی دام باشد که تا کنون شناخته شده و در حدود ۳۰۰سال از شناسائی آن میگذرد(۱۷۰۰ میلادی) و در گذشته نه چندان دور عامل بسیاری از تلفات عمده در دامهای اهلی ووحشی بوده وشیوع آن بصورت پاندمی (واگیری جهانی) در گذشته عامل بروز قحطی و گرسنگی در نقاط مختلف جهان بخصوص آفریقا و آسیا محسوب میگردید. شناسائی ویروس و مطالعه روشهای انتقال آن سبب شد تا با اعمال مقررات قرنطینهای و ممنوعیت ورود دام از مناطق آلوده به مناطق پاک جهان، عملا“ بدون بهره گیری از واکسن از انتقال بیماری به مناطق پاک جهان نظیر اروپا، آمریکا وبرخی نقاط دیگر جلوگیری گردد واین بیماری هرگز نتوانست به مناطق مذکور وارد شده و شیوع پیدا کند. در یکصد ساله گذشته وتا قبل از تهیه واکسن موثروزنده تخفیف حدت یافته کشت سلولی سویه پلورایت (پلورایت مخترع واکسن زنده طاعون گاوی ۱۹۶۰)، طاعون گاوی بطور متوالی با شیوع و انتشار در مناطق مختلف آفریقا و آسیا تلفات و خسارات عمدهای به سرمایه دامی کشورهای مختلف وارد نمودهاست بطوری که در واگیری سال ۱۹۴۰ در آفریقا بیش از ۲۰ میلیون راس گاو وگاو میش ونشخوارگنندگان وحشی در اثر این بیماری تلف گردیدند.
براساس اطلاعات جمع آوری شده از آرشیوهای مختلف از جمله اسناد موجود درسازمان دامپزشکی کشور و موسسه رازی طاعون گاوی برای اولین بار در سال ۱۹۲۴میلادی برابر با سال (۱۳۰۳) از مرزهای غربی واردایران شده و شیوع یافت واستانهای آذربایجان و مناطق شمالی کشور را در بر گرفت. این اپیدمی با بهره گیری از واکسن خاص ونیز کشتار دامهای حساس و به جا گذاشتن خسارات شدید خاموش گردید.در سال ۱۹۳۱ (۱۳۰۷) دومین مورد ثبت با تأسیس موسسه تحقیقات واکسن و شده طاعون گاوی در کشور اتفاق افتاد، این تاریخ سرم سازی رازی، که در آن زمان عمده مسئولیتهای آن تشخیص بیماری و تولید واکسن جهت پیشگیری و کنترل طاعون گاوی بوده، مصادف میباشد. بیماری در سال ۱۹۴۹ – ۱۹۵۰ (برابر با ۱۳۲۹) از ناحیه شرق کشور و از طریق ورود دامهای آلوده از کشور افغانستان در استانهای خراسان و سیستان و بلوچستان شیوع یافت و خسارات و تلفات قابل توجهی را برجای گذاشت.در فاصله زمانی سالهای ۱۹۵۰- ۱۹۶۰ (۱۳۲۹ تا ۱۳۳۹) ظاهراً اثری از شیوع طاعون گاوی در کشورمشاهده نگردید.در سال ۱۹۶۰(۱۳۳۹) بیماری مجدداً از ناحیه شرق کشور واردشده و استانهای خراسان و سیستان وبلوچستان را درگیر نمود این رخداد بیماری مقدمهای بروقوع اپیدمی شدید همراه با انتشار وسیع و تلفات بسیار قابل توجه بودکه نهایتا طی سالهای ۱۳۴۶ تا ۱۳۴۸ تلفات و خسارات سنگینی به صنعت دامپروری کشور وارد ساخت، شدت تلفات و خسارات بحدی بود که جهت کنترل بیماری دولت از امکانات ارتش و نیروهای آن کمک گرفت. آخرین رخداد بیماری از ناحیه شرق کشور در سال ۱۹۸۱ (۱۳۶۰)، بعداز گذشت حدود ۱۲ سال، با منشاء دامهای آلوده وارد شده ازکشورهای افغانستان و پاکستان اتفاق افتاد وبا انتشار سریع به برخی استانهامرکزی کشور تلفات و خسارات زیادی را به جا گذاشت. در طی ۲۰ سال گذشته ۱۳۶۰ تا ۱۳۸۰ وضعیت طاعون گاوی در کشور به شرح زیر است. -۱۳۶۰در خراسان با منشاء افغانستان و پاکستان و شیوع آن در استانهای مرکزی -۱۳۶۶ و ۱۳۶۷ در خوزستان و همدان با منشاء ورود ویروس از کشور عراق و ترکیه -۱۳۶۸ در گیلان در اثر انتقال دامهای آلوده -۱۳۶۹و ۱۳۷۰ (۱۹۹۱) در کردستان -۱۳۷۱ و ۱۳۷۲ (۱۹۹۴) در آذر بایجان غربی، تهران، اراک و برخی استانهای کشور با منشاء ورود دام آلوده از کشور عراق و ترکیه آخرین کانونهای ثبت شده طاعون گاوی در ایران شامل: جزیره مینو استان خوزستان ناحیه اروند رود، استان مرکزی قریه داود آباد، استان فارس بخش کوار، استان کردستان شهرستان مریوان، استان آذر بایجان غربی شهرستان سردشت(۱۳۷۲–۱۳۷۳)
رابطه مطلوب انسان و طبيعت : انسان بايد بر اساس يافته هاي علمي ماهيت پديده هاي طبيعت را بشناسد وحوادث آن را پيش بيني كند و براي كنترل آن وسايل مجهز تر بسازدو از نيرو هاي طبيعت درجهت آسايش و رفاه انساني درست و بهينه استفاده كند .
ص26 : داوري كنيد : خطر درگيري هسته اي – افزايش آلاينده ها و بحران محيط زيست و آلودگي هواي شهرهاي بزرگ
بسته به موقعيت و شرايط متغير فرد است . فرد از قشر پايين ، فرصت و آينده شغلي را بهتر مي داند و برحسب افراد داري پايگاه طبقاتي بالا ، فوايد علوم بهترين ملاك مقايسه است.
ص29 : نمونه بياوريد : - گفتگو با دوستان – رفع اشكال درسي در كلاس – لباس پوشيدن و آمدن به مدرسه
- دوستان – معلم – برآوردن انتظارات ديگران - حفظ احترام و دوستي وكسب حفظ وجه و نشان دادن بهنجاري
ص31 تمرين كنيد : تعريف هنجار – ارزش – انتظارات – نظام اجتماعي طبق كتاب مطالعات اجتماعي
خردترين : كنش هاي اجتماعي و كلان ترين : نظام هاي اجتماعي
ص 32 تحقيق كنيد - ارزشهايي چون : خون و نژاد : اگر كسي از قبيله اي فرد ديگري را بكشد همه در خون بهاي آن شريك مي شوند . همه اعضاي قبيله قاتل مقصر شناخته مي شوند. به سرزمین به عنوان میهنی مقدس نمی نگرند و در صورت نیاز (به دلیل مصائب طبیعی برای مثال) براحتی ترک «دیار» می کنند و برای خود سرزمینی نو بر می گزینند.
- توزيع مساوي امكانات آموزشي بدون بعيض از حسيث نژاد و قوم و جنسيت – برابر مقررات به طور مساوي با همه رفتار نمودن و بين افراد در توزيع امكانات و مزايا تفاوت قايل نشدن.– اختصاص هزینه سرانه مساوي – ايجاد فرصت برابر آموزشي.
ص35 تفسير كنيد : نسبت جزء و كل : موضوع علوم انساني عام تر از علوم اجتماعي است و علوم اجتماعي بخش از علوم انساني محسوب مي شود. همينطور كنش انساني عامتر از كنش اجتماعي است بخشي از كنشهاي انساني اجتماعي محسوب مي شود و بخش هاي ديگر آن از نوع ديگري چون فردي ، بيروني و دروني و عقلاني و عاطفي و سنتي و ...
ص38 : تحليل كنيد : از طريق شناسايي عوامل موثر بر درگيري و تعبير و تفسر كردن معاني ذهني رد و بدل شده بين دو طرف در جريان منازعه و انطباق آن با ارزشها و هنجار هاي رايج در جامعه و ياد آوري عواقب و پيامدهاي آنها جهت پيشگيري و كنترل كنشهاي نامناسب و غيرمطلوب .
شناسايي عوامل و شرايط موثر بر تكدي گري و شناخت قصد و نيت از انجام اين كار و داوري و راه صحيح زندگي را نشان دادن و ارزشگذاري درباره كنشهاي خوب و بد و معرفي تكدي به عنوان كنش بد از نظر اخلاقي .
ص38 : تحليل كنيد : روان شناسي : چون بيشتر كنش فردي و دروني انسان را بررسي مي كند.
ادبيات در حوزه علوم انساني است : چون موضوع آن رعايت ادب در شيوه و شكل و محتواي و پيام كلام و سخن است . ادب در لغت زیرکی و نگهداشت حد هر چیز معنا شده و علم ادب علمی است که بدان شخص خود را از خلل در کلام نگاه می دارد . و نیز علمی که با تسلط بر آن شخص می تواند درست شعر بگوید و خوب بنویسد و سخن درست و نادرست و خوب بد را بشناسد . هدف ادبیات همان بیان احساسات و عواطف درونی انسان است ادبیات نمود بیرونی احساسات، تفکرات و عواطف درونی انسان است که برای جلوه دادن این نمود بیرونی از زبان استفاده می کنیم. زبان به بیان احساسات ، نمود ادبي مي بخشد ليكن ادبیات قواعد مخصوص به خود را دارد که با قواعد زبانی متفاوت است .بطور کلی علم ادب را شامل بخش های زیر می دانند: لغت، صرف، نحو،معانی بیان، بدیع، عروض، قافیه، قوانین خط، و قوانین قرائت که بعضی اشتقاق، قرض الشعر و تاریخ را هم به آن افزوده اند ؛به علم ادب و بخش های مربوط به آن ادبیات می گویند. خالقان ادبيات شاعران و نويسندگان هستند شاعران، با لطف طبع و احساسات دقیق، و نویسندگان چیرهدست، با قدرت اندیشه و نیروی تخیل و به کارگیری بدیع زبان، جلوه و معنای خاصّی به کلام بخشیدهاند. لذا ادبيات بخشي از علوم انساني است نه علوم اجتماعي .
ص42 : تحليل كنيد : علوم تجربي : چون منابع معرفت آنها غير از حس و تجربه بود ( منابع معرفتي عقل و وحي ) و حس گرايي منكر ارزش معرفتي دانش هاي غير حسي بود.
ص43 تحليل كنيد : ديدگاه تفهمي دنياي ارزش و دنياي علم را به عنوان دو حوزه ي جداگانه و درآميخته در نظر مي گيرد كه در آن دنياي ارزشها شامل آرمانهايي است كه دنبال مي كنيم. اين آرمانها هم قبل از شروع مطالعه ي علمي و هم در حين آن حضور دارند و پديدار مي گردند. محقق با توجه به ارزشهايش موضوع مطالعه ي علمي خود را بر مي گزيند. اما در تحليل موضوع كنش اجتماعي بايد صرفا بر واقعيت هاي عيني تكيه مي كند.
معنای ذهنی یک کنش، انگیزه عامل(دلیل، هدف، نیت یا ارزش) است. از آنجا كه جامعه مجموعه اي از افراد هستند يا جهان اجتماعي مجموعه اي فرهنگهاي متفاوت را در بر مي گيرد که هر کدام در فضاي ارزشي متفاوتي زندگي مي کنند در ديدگاه تفهمي سعي در درك ِ پيش زمينه هاي فكري ، فرهنگي كنش كنشگران صرفا از چشم انداز ارزشي آنها ( نه محقق ) مي شود . لذا بين ارزشها و واقعيتها مرز قايل مي شود. چون ديدگاه تفهمي ارزش داوري كردن(عدم رعايت بي طرفي اخلاقي) در باره واقعيت هاي كنش انساني را منافي خصلت تبيين تفهمي و بي طرفي علمي مي داند . محققين تفهمي مي توانند ارزشها را به صورت علمي بررسي كنند ليكن اجازه ندارند که قضاوتهاي ارزشي شان را وارد تحليلهاي عيني ِ اجتماعي شان بکنند.
ص 44 مقايسه كنيد :
|
معيار - نوع |
پوزيتيويستي |
تفهمي |
انتقادي |
|
موضوع |
جامعه و پديده هاي اجتماعي |
كنش انساني |
كنش هاي انساني |
|
روش |
تجربي |
تفهم و درون فهمي- همدلي |
استدلالهاي غير تجربي |
|
هدف |
پيش بيني و كنترل |
پيش بيني و كنترل |
آزادي و رها سازي |
ص48 با هم بيانديشيد :
موضوع علم نظري مستقل از اراده و آگاهي مااست در حالي كه علم عملي براي با اراده و آگاهي انسان پديد مي آيد. علوم نظري شامل معلوماتی است که منشأ تشکیل آن ها را عقل و فکر و احساس انسان تشکیل می دهد. مانند فلسفه، منطق، ریاضیات، ادبیات و نظایر این ها. گروه دوم شامل معلوماتی است که منشأ آن ها را رفتار انسان تشکیل می دهد، روانشناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، مدیریت و مانند این ها. علوم نظری آگاهی از چیزهایی است که شایسته دانستن هستند در حالی که علوم عملی آگاهی از اموری است که سزاوار به کار بستناند. علوم نظری علم به احوال موجوداتی است که وجودشان در اختیار آدمی نیست. حال آنکه علوم عملی علم به احوال موجوداتیست که تحققشان در حیطه اختیار آدمی است .
- متافيزيك جزو علوم نظري است زيرا موضوع آن شناخت قوانين عام هستی آن گونه که هست ، می باشد که با هر آن چه وجود دارد اشتراک دارد. - علوم انساني و اجتماعي جزء علوم عملي مي باشد زيرا : موضوع اش مستقل از ما نيست و درباره هستي ها و موجوداتي بحث مي كند كه با اراده و اگاهي انسان ايجاد مي شود . ص 50
و درپي بردن به چيزهايي كه در تصرف و قملرو عمل و توانايي بشر است. مانند: عدل، ظلم، تدبيرات، سياسات، صناعات، عبادات و...
ص 49 تفسير كنيد : تفاوت عقل عملي و نظري :
عقل عملي: اموري را ادراك ميكند كه مربوط به بايستگي عمل انسان و احكام ارزشي آنها است، مانند اين كه ميگوييم: "توكل به خدا نيكو است" و "صبر و پايداري پسنديده است"، "نماز واجب است" قيام به عبادت در شب مستحب است و... عقل عملي عهده دار بيان بايسته ها يا شايسته بودن انجام عملي و يا ترك آن است .
عقل نظري: شناخت برهاني و تعقلي درباره وجود و هستي است اين عقل به روش تجريدي و انتزاعي احكام فيزيكي و متافيزيكي را استنباط و استنتاج مي كند . مانند علم به موجوديت خالق و وحدانيت او و اين كه صفات او عين ذات او ميباشد.
تاثير عقل عملي بر علوم اجتماعي : مشكلات علوم اجتماعي را براي داوري هاي ارزشي و فعاليت تدبيري حل مي كند و راز تفاوت پديده هاي اجتماعي و انساني را با پديده هاي طبيعي مي گشايد. ص 50
ص 50 هم انديشي كنيد : دو پديده اعتباري : 1- ازدواج : پيامد : گسترش شبكه خويشاوندي – صاحب اولاد شدن 2– مالكيت خصوصي : پيامد: نابرابري - شكاف طبقاتي 3- مقررات راهنمايي و رانندگي : كاهش تصادفات و تسهيل در رفت و آمد وسائل نقليه
خير : زيرا وجود و هستي آنها مستقل از اراده ماست و با قرارداد و اعتبار عقل نظري و عملي انسانها بوجود نيامده اند.
فصل دوم :
ص 54 نمونه بياوريد : مو – دندان پديد مي آيد ناف – دم از بين مي رود
دم و آبشش نوزاد قرباغه كه در مراحل رشد از بين رفته و داراي شش مي شود
ص 56 تحليل كنيد :
|
رديف |
نظام اجتماعي |
نقش |
مزايا |
|
1 |
خانواده |
فرزندي |
تامين نيازهاي مادي و رواني و معنوي – ارشاد و حمايت خانواده |
|
2 |
مدرسه |
دانش آموزي |
استفاده از خدمات آموزشي - برخورداري از مدرك تحصيلي و امكان استخدام |
چون جهان اجتماعي پديده ارادي و اعتباري و آگاهانه است بشر در زندگى اجتماعى خود، چارهاى جز قبول برخى از قراردادها ندارد. لذا نمي تواند خارج از تصميمات و اداره انسان به وجود آيد .
ص 58 : گفتگو كنيد : خانواده : زبان آموزي – شيوه هاي رفتار – انتقال علايق و نگرشها والدين – تفكيك جنسيتي - ارزشهايي چون اطاعت از بزرگترها ، احترام به ديگران و ...
مدرسه : انتقال دانشها و معارف جامعه - نگرشها و هنجار هاي رسمي - ارزشهاي سياسي حاكم بر جامعه – اعتقادات مذهبي، علوم جديد . نظام آموزش و پرورش یکی از کارگزاران مسئول و فراگرد پرورش سیاسی است.آموزش و پرورش رسمی ، نگرشها ، ارزشها ، سازگاریهای ذهنی ، رفتارها ، و مهارتهایی در فرد ایجاد میکند که شاید در زمینههای اجتماعی دیگری غیر از مدرسه انجام پذیر نباشد.
در گذشته فرزندان حرفه ها را دركنار والدين خود در خانه و مزارع هنگام كار از آنها ياد مي گرفتند كارها ساده و به دور از تخصص و تقسيم كار پيچيده بود .
اما امروزه جوامع به نیروی کار ماهر و متخصص دارد. در تربیت حرفهای و تخصصی افراد آموزش و پرورش نقش مهمی در گزینش و تخصیص افراد به مقامات و مشاغل اجتماعی ایفا میکند.
ص61 تمرين كنيد : شهر : عيني هديه دادن براي روز تولد يك دوست : خرد عدالت اجتماعي : ذهني
ص63 پاسخ دهيد : خانواده – نظام تعليم و تربيت
ص 64 نمونه بياوريد : نماد ها : خانه – روسري – چادر ي
هنجار ها : همزيستي زن و شوهر و فرزندان ازدواج نكرده در كنار هم – تامين معاش همسر و فرزندان
ارزشها : همبستگي بالاي اعضا - برخورداري از محبت، امنيت، معيشت عقايد : بدون تشكيل خانواده ادامه زندگي اجتماعي ممكن نيست
ص 68 مقايسه كنيد ارزشهاي انساني
|
جامعه آپارتايد |
جهان اجتماعي اسلام |
|
جدا گزيني مكاني |
عدم جداگزيني مكاني |
|
ممنوعيت ازدواج سياه و سفيد |
رواج ازدواج سياه و سفيد |
|
تفاخر به سفيدي |
لفو تفاخرها و امتیازات نژادی و تاكيد بر تقوا |
|
تفاخرات نسبی و قبیلگی |
ارزشمندي عمل |
|
برتری طلبي و حق سیادت بر دیگران |
خدامحوري |
|
وطن پرستی |
وطن دوستی |
|
تعصب قومي و خويشاوندي |
تعصب ايماني |
ص 70 گفت وگو كنيد : تفاوت در وضو گرفتن - تفاوت در اذان و اقامه – اختلاف نظر در مورد خلفاي راشدين – تفاوت زبان و نژاد و نوع پوشش
ص72 مقايسه كنيد :
|
جهان اسلام |
جامعه ي جاهلي عري |
|
توحيد و يكتا پرستي |
شرك و بت برستي |
|
ملاك برتري تقوا و پرهيزگاري |
ملاك برتري خون و نژاد |
|
علم توحيد و معرفت نفس |
علم نسب شناسي |
|
محبت خدا و رسول |
تعصبات قومي و قبيله اي |
نقش و رنگ در مقابل عزم و آهنگ سياه و هماهنگي در مقابل سفيد و همرنگي
اين شعر ارزشهاي جامعه جاهلي عرب را در مقابل ارزشهاي جهان اسلام نشان مي دهد .
ص 75 تحليل كنيد :زمان برگشت مسافران نوروزي يا مسافران چند روز تعطيل پشت سرهم كه ترافيك سنگين باشد . برخي رانندگان مجبور مي شوند براي آمدن به تهران مسير هاي ديگري را انتخاب كنند . در اين موقعيت از تشديد ترافيك جاده اي جلو گيري مي شود و با كاهش تصادفات ضريب امنيت مسافرين افزايش مي يابد.
ص 76 گفت وگو كنيد : ايران – بين النهرين – مصر – هند – چين – يونان – روم
ص 78 تحليل كنيد : جهان متجدد :
|
فرصت |
محدوديت |
|
افسون زدايي |
رويكرد دنيوي و اين جهاني |
|
توسعه عقلانيت ابزاري |
زوال عقلانيت ذاتي |
|
|
قفس آهنين |
عصر جدید تقلای «ولگرد» برای زندگی در دنیای مدرن و صنعتی است. وي تصوير انسان خرد شده در جوامع صنعتي را نشان مي دهد .
ص 81 تحليل كنيد : پیشرفت مفهومی است که بر دیدگاهی تک خطی از تاریخ بنا شده است. اغلب نظریه پردازان تطورگرا معتقدند که همه جوامع انسانی در طول زمان پیشرفت و ترقّی می کنند. جوامعي كه به لحاظ تاريخي عقب مانده اند بايد جوامع پيشرفته را الگوي حركت خود قرار دهند . جوامع پيشرفته بايد جهان عقب مانده را متمدن سازد و به انتقال فرهنگ و تكنولوژي خود اقدام كند . جوامع پيشرفته به استعمار به عنوان اقدامي تمدن ساز مي نگريستند كه به ارتقاي اقوام عقب مانده مي انجامد . استعمار نتيجه جهانگشايي جوامع پيشرفته بوده است كه طي آن مواد اوليه و خام از نواحي مستعمره به جوامع استعمارگر سرازير مي شد
با تركيب امپراتوريهاى مركانتاليسم و بازرگانى هلند و بريتانيا، اروپاييان نه تنها به مناطق آسيايي, افرقايي دسترسى پيدا كردند، بلكه كنترل آنها را نيز در دست گرفتند. علاوه بر اين، با مالكيتهاى شرقى و غربى خود، رشته بسيار وسيعترى از فروش كالاها را از آن خود كرده بودند. در واقع، آنها مقادير معتنابهى كالا براى فروش داشتند و براى مدت مديدى مقدار بسيار زيادى از كالاهاى استعمارى را صادر مىكردند كه شامل بعضى از كالاهايى مىشد كه براى بار اول از طريق خاورميانه به غرب شده بودند. قهوه، ابتدا، در پايانه جنوبى درياى سرخ، در اتيوپى و يمن كشتشده، مورد استفاده قرار مىگرفت و به سرزمينهاى مديترانهاى در قرن شانزدهم آورده مىشد و تا اواخر قرن هفدهم، از مهمترين اقلام صادراتى از خاورميانه به اروپا بود.
با رشد قدرت اروپايى در آسياى جنوبى و جنوب شرقى كه با صنعت گرايى اروپاى غربى همراه شده بود، بازار خاورميانه به روى واردات پارچه از هر دو طرف باز شد; كتانهاى ارزان قيمت كه توسط بازرگانان اروپايى از هند آورده مىشد و تجارت قديمىتر در پشم ساخته شده در اروپا. بدين ترتيب اروپاييان مسابقه وحشتناكى براى مستعمرهسازى و غارت و چپاول كشورهاى جهان سوم به راه انداخته و با بىرحمى به جان ملل آسيا و آفريقا افتادند.
ص 82 بينديشيد : تقليد بدون انخاب و گزينش در طول زمان باعث نابودي فرهنگ تقليد كننده مي شود . هويت و خلاقيت و نوزايي فرهنگي را از بين مي برد .
ص 84 گفت و گو كنيد : سكولار يعني آن چه به اين جهان تعلق دارد به همان اندازه از خداوند و الوهيت دوراست. از نظر اصطلاح اين واژه در سير تاريخ ، معاني گوناگوني به خود گرفته است: اولين بار در معاهده وستفالي (1684) به مفهوم خروج سرزمين هايي از تملك كليسا به كار رفت. پس از آن به مرور، معاني ديگري همچون ، ترخيص كشيشان، تفكيك دين از سياست ، تفوق دولت بر كليسا ، تقليب دين، و در نهايت طرد دين از ساحت حيات اجتماعي انسان را به خود گرفت.
نظام سرمايه داري يا كاپيتاليسم و نظام سوسياليستي
كاپيتاليسم يا سرمايه داري يك سيستم اقتصادي و مربوط به دوران مدرن است؛ كه در آن بخش عمده فعاليت اقتصادي ? به ويژه مالكيت و سرمايه گذاري براي توليد- در دست افراد و مؤسسات خصوصي (غير دولتي) است كه از طريق رقابت اقتصادي جهت كسب سود فعاليت مي كنند. اين سيستم اقتصادي كه به اقتصاد بازار نيز مشهور است، در دوران انقلاب صنعتي (1750- 1850) در اروپاي غربي و آمريكا حاكم شد و به تدريج به كشورهاي غيرغربي راه يافت.
نظام سوسياليستي ، سياستي كه هدف خود را مالكيت يا نظارت كل اجتماع بر ابزار توليد (سرمايه، زمين ، دارايي و غيره )در جهت تامين منافع همگاني قرار مي دهد و يا از اين مالكيت و نظارت حمايت مي كند. پس بدين ترتيب و بطور خلاصه ، سوسياليسم در صدد اجتماعي كردن ابزار توليد است.
سوسياليسم به معناي مالكيت اشتراكي زمين و سرمايه (ابزار توليد)، تحت يك شكل دموكراتيك حكومت است و مستلزم آن است كه توليد به سمت و سوي استفاده جمعي و نه سودجويي فردي هدايت شود. بعلاوه تقسيم توليدات بايستي به طور برابر انجام گيرد؛ و در صورتي كه اين امر ميسور نباشد بايد به گونه اي باشد كه لااقل بتوان اين نابرابري در توزيع را با تأمين منافع عمومي توجيه كرد.
فصل سوم :
ص 89 تامل كنيد : محدوده فراگيري شناخت عمومي از دوران كودكي تا آخر عمر است كه در تعامل با ديگران حاصل مي شود .ص90 مقايسه كنيد :
زبان به معناي اعم آن عبارت است از تمام وسايل لفظي و غيرلفظي كه براي ايجاد ارتباط و تفاهم ميان موجودات زنده به كار مي رود. زبان مجموعه اي از علايم و نشانه هاي قراردادي است كه هر ملت براي تفهيم نظرات و نيات خود آنها را به كار مي گيرد.
|
شناخت عمومي |
شناخت علمي |
|
سخن گفتن در همه جا مناسب نيست. |
انديشه مستلزم به كار بردن زبان است . |
|
توانايي به كارگيري زبان از تفاوتهاي مهم بين انسان و حيوان است |
در اكثريت افراد، زبان به نيمكره چپ مربوط مي گردد نه نيمكره راست. «مارك داكس» براي اولين بار در مقاله اي نوشت كه فلج شدن ناحيه راست بدن اغلب با از بين رفتن قدرت تكلم همراه است. |
|
زبان وسيله سخن گفتن است .با اين وسيله درست سخن بگوييم نه دروغ. |
زبان در اجتماع ساخته و پرداخته مي شود و يكي از پيوندهاي محكم اجتماعي است كه بين اجتماعات وحدت ايجاد مي كند . |
|
براي درست انديشيدن، بايد زبان آموخت و براي خوب سخن گفتن و خوب خواندن بايد درست گوش داد وبراي خوب نوشتن بايد خوب خواند |
اگر زبان كودكان به خوبي سخن نگويد، در مسير رشد عمومي، رشد اجتماعي و اخلاقي وي مشكلات مهمي ايجاد مي گردد و مشكلات تربيتي فراواني براي خانواده، خود و اجتماع فراهم مي سازد. |
ص 92 پاسخ دهيد : جزميت و جمود – پيشداوري – تعبد- رياضت - ذهن گرایی – سنت گرايي
علوم سياسي – علوم نظامي و فضانوردي – زمين شناسي – زيست شناسي زيرا بشربه رشد آنها نيازمند شد. با توجه به ماهيت جنگ ها توليد و تكثير انبوه تسليهات نظامي ، بمب هاي اتمي و شيميايي براي مقابله با دشمن و از پاي درآوردن آنها نياز بود . لذا علوم مرتبط با ساخت تجهيزات نظامي توسعه يافت . اطلاعات هوا شناسي و مبادلات بين المللي از نياز هاي اساسي دوران جنگ بود كه منجر به پيدايش علم هواشناسي گرديد . شناخت توان بخشي و كار درماني براي مجروحان جنگي و صنعت حمل و نقل و ترابري ( ساخت هواپيما و خودرو راه آهن و ... ) علوم ارتباطي و مخابرات مانند بي سيم و تلفن و راديو حوزه علوم استراتژيك و دفاعي ، مهندسي صنايع از علومي بود كه در اين دوران با توجه به نياز جامعه رشد كرد .
ص 95 : هم انديشي كنيد : خير : دراواخر قرن پنجم قبل از ميلاد جماعتي از اهل نظر در يونان پيدا شدند که جستجوي کشف واقعيت را ضروري نميدانستند، بلکه آموزگاري فنون را بر عهده گرفته ، شاگردان خويش را در فن جدل و مناظره ماهر ميساختند، تا در هر مقام خاصه در مورد مشاجرات سياسي بتوانند بر خصم غالب شوند. اين جماعت بواسطه تتبع و تبحر در فنون مختلف که لازمه معلمي بود به سوفستس معروف شدند، و چون براي غلبه بر مدعي در مباحثه به هر وسيله متشبث بودند، لفظ سوفيستس که ما آنرا سوفسطايي گوئيم علم شد براي کساني که بجدل مي پردازند و شيوه ايشان سفسطه ناميده شده است . افلاطون و ارسطو در تقبيح سوفسطاييان و در مطالب ايشان بسيار کوشيده اند، وليکن در ميان اشخاصي که به اين عنوان شناخته شده اند مردمان دانشمند نيز بوده اند، از آن جمله افروديقوس است و او از حکماي بدبين بود يعني بهره انسان را در دنيا درد و رنج و مصائب و بليات يافته بود و چاره آن را شکيبايي واستقامت و بردباري و فضيلت و متانت اخلاقي ميدانست . ديگري جورجياس است که با استدلالاتي شبيه بمباحثات زنون و برمانيدس مدعي بود که وجود موجود نيست و نمونه آن اين است که : کسي نميتواند منکر شود که عدم عدم است (يا بعبارت ديگر لاوجود لاوجود است ). وليکن همين که اين عبارت را گفتيم و تصديق کرديم ناچار تصديق کرده ايم به اين که عدم موجود است . پس يکجا تصديق کرده ايم که عدم موجود است ، و جاي ديگر ثابت کرده ايم که عدم موجود نيست ; بنابراين محقق ميشود که ميان وجود و عدم (لاوجود) فرقي نيست . پس وجود موجود نيست . جورجياس بهمين قسم مغالطات دو قضيه ديگر را هم مدعي بود، يکي اينکه فرضاً وجود موجود باشد قابل شناختن نيست ، ديگر اينکه اگر هم قابل شناختن باشد معرفتش از شخصي بشخص ديگر قابل افاضه نخواهد بود. معتبرترين حکماي سوفسطايي فروطاغورس است . فرهنگ فارسي معين
ص 96 جستجو كنيد : دو پديده اجتماعي غير حسي : عقايد و آرمانها و ارزشهاي اجتماعي مانند عدالت – سعادت– روح - فرشتگان – خدا - دو پديده اجتماعي حسي : بخش ظاهري كنش و رفتار انسانها پديده هايي چون ازدواج – تيم فوتبال – مدرسه
ص 98 شناسايي كنيد : تفاوتهاي انواع شناخت علمي
|
معيار - نوع |
تجربي |
عقلي |
شهودي |
|
ابزار |
حواس |
عقل |
غريزه ،دل و قلب آْدمي |
|
منبع |
عالم طبيعت |
حقايق طبيعي و غير طبيعي |
وحي و الهامات |
|
روش |
مشاهده و احساس |
تفكر و استدلال |
رياضت و تزكيه نفس |
شناخت غريزي حيوانت نسبت به امور مورد نياز شان از انواع شناخت شهودي و بدون استفاده از تجربه و استدلال است
لانه سازي پرندگان و حشرات ، مراقبت از فرزندان ، خوابيدن بر روي تخم ها ، ساخت عسل توسط نبور عسل – پارس نمودن سگ ها .
ص 101 مقايسه كنيد : واژه «علم» در قرآن كریم به چند معنا به كار رفته است:
الف: علم به معنای عام: دانستن در مقابل ندانستن و معناي مطلق آگاهي : آيه قرآني «خلق الانسان علمه البيان» (خداوند رحمن انسان را آفريد و بيان را به وي تعليم داد/ رحمن/4و3) بهترين مويد اين معناست.
قرآن كریم میفرماید: «هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ» (زمر / 9 ) . «آیا كسانی كه میدانند و كسانی كه نمیدانند برابرند.»به نظر میرسد مقصود از «علم» در این آیه مطلق علم و دانش است كه شامل همه اقسام علم مفید میشود.
و در آیه دیگر میفرماید: «یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ» (مجادله / 11) خدا كسانی از شما را كه ایمان آوردهاند و كسانی را كه به آنان دانش داده شده، به رتبههایی بالا میبرد.در این آیه نیز «ایمان و علم» به عنوان دو معیار جداگانه برای برتری افراد شمرده شده است. از این جداسازی روشن میشود كه خود «علم» موجب فضیلت افراد است، و این علم مقید به الهیات نشده است پس مطلق است و شامل همه دانشمندان میشود.و در آیه دیگر میفرماید: «إِنَّمَا یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ» (فاطر / 28) از میان بندگان خدا، فقط دانشوران از او هراس دارند. در این آیه نیز از دانشورانی یاد شده كه نشانههای خدا را میشناسند و عظمت و مقام او را در مییابند از این رو از نافرمانی او هراسناكند،اما جالب این است كه بخش قبلی آیه فوق و آیه قبل از آن سخن از نشانههای خدا در صحنه طبیعت همچون نزول باران، رویش میوههای رنگارنگ، جادههای كوهستانی رنگارنگ و انسانها و جنبندگان و دامها با رنگهای مختلف است، سپس از دانشمندان فوق الذكر یاد میشود. این مطلب نشان میدهد كه مقصود از علم، دانشوران در این آیه، علوم طبیعی نیز هست، یعنی دانشمندانی كه از طبیعتشناسی به خداشناسی میرسند.
از اين منظر به همه دانستنيها صرف نظر از نوع آنها علم گفته مي شود مطابق اين معنا، اخلاق، رياضیات، فقه، دستور زبان، مذهب، زيست شناسي و نجوم همه علم اند... كلمه Knowledge در انگليسي و Connaissance در فرانسه معادل اين معنا علم اند.
ب: علم به معنای خاص یعنی «الهیات» : قرآن كریم هدف آفرینش جهان را آگاهی انسان از «علم و قدرت الهی» معرفی میكند.( طلاق / 12 ) یعنی آگاهی از صفات خدا را به عنوان علم اعلی و هدف خلقت برشمرده است.
و نیز در برخی آیات قرآن از علم «لدنی» یعنی دانشی كه خدا به انسان آموزش میدهد سخن گفته شده است.( وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْماً. (كهف / 65).
در قرن نوزدهم علم به معناي خاص به دانش هايي اطلاق مي شد كه بر تجربه مستقيم حسي مبتني باشند... علم در اين جا در برابر همه دانستنيهايي قرار مي گيرد كه آزمون پذير نيستند. اخلاق (دانش خوبي ها و بديها) متافيزيك (دانش احكام و عوارض مطلق هستي) عرفان (تجارب دروني و شخصي) منطق (ابزار هدايت فكر) فقه، اصول، بلاغت، و ... همه بيرون از علم به معناي دوم آن قرار مي گيرند و همه به اين معنا غير علمي اند كلمه SCIENCE در انگليسي و فرانسه معادل اين معنا علم اند. در انگلیسی "Science" از ریشه لاتین "Scire" به معنی داشتن است. علم درواقع کشف کردن (و نه اختراع کردن) واقعیت هایی است که وجود و جریان کلی آنها بطور کلی مستقل از وجود انسانی و عوامل ادراک انسانی (حس، خیال و عقل) باشد و اگر مسئله و قضیه ای بر این اساس و مفهوم استوار باشد آن قضیه و مفهوم را را قضیه و مفهوم علمی گویند. میتوان مفاهیم را به علمی و غیر علمی و ضد علمی دسته بندی نمود.
شناخت علمي عبارت است از انکشاف واقعیتی که وجود و جریان کلی آن بی نیاز از من و عوامل درک انسانی (حس، خیال، عقل) بوده باشد که با آن ارتباط برقرار نموده است. در عین حال قضیه و مساله ای را که از این نوع انکشاف حکایت کند قضیه علمی گویند. هر نظریه که با هیچ پیشامد قابل تصور نتواند مردود شود، غیر علمی است. ابطال ناپذیری، حسن یک نظریه نیست (که مردمان غالباً چنان تصور میکنند)، بلکه عیب آن است.
دليل تفاوت : نوع نگرش و جهان بيني حاكم بر دنياي غرب و اسلام است .
ص 103 يادآوري كنيد : مشكلات جامعه شناسي پوزيتويستي :
1- فقط روش حسي و تجربي را در اثبات شناخت جهان اجتماعي معتبر مي داند نه روشهاي ديگر را . 2- علوم اجتماعي را به صورت يك علم ابزاري در رديف علوم طبيعي قرار مي دهد و به جهت پرهيز از داوري ارزشي و هنجاري به آن خصلتي محافظه كارانه مي بخشد. 3- پوزيتويست ها با تضاد عميقي مواجه بودند زيرا از طرفي معتقد بودند كه لازم است طرح ريزي اجتماعي بر مبناي يافته هاي مسلم علمي پايه گذاري شود و از طرف ديگر اعتقادداشتند كه نبايد تنها منقد بود بلكه بايد تصويري از جهان مطلوب نيز در نظر د اشت . 4- در خواست پوزيتويسم براي بي طرفي نمايشگر احساس جدايي بود كه فرهنگ سودمندگراپديد آورده بود و دران ارزش واقعي چيزها در مقابل ارزيابي متغيري كه حاصل شرايط بازار بود تضعيف ميگرديد . 5-جامعه شناسي پوزيتويستي چون نظر خوبي نسبت به قانون گذاران و روحانيون نداشت در جست و جوي يافتن برگزيدگان بود كه بتوانند آمرانه طرح جديدي براي جامعه ارائه دهد . از نظر آنها اولياء برامور جديد كه بايد طرح جامعه را مشخص مي كردند دانشمندان تكنولوژيت ها و صاحبان صنايع بودند . در مقابل برخورد دو گرايش راستگرا با يكديگر پوزيتويسم برواكنش غير ديني نسبت به جهان تاكيد مي كرد و حتما كسب دانش اجتماعي را ارزشمند مي دانست و مايل بود اجتناب از ارزش هاي ديني و اخلاقي را يك هنجار جهاني بسازد .
104 : تامل كنيد : خير ، اينان دچار نوعي نسبيت گرايي هستند . از نظر آن ها حقيقت مطلق و ارزش هاي مطلق وجود ندارد و هر جامعه اي ارزش و اخلاق خاص خود را دارد . ارزشها و رسوم هنجاري جوامع به عنوان راه هايي براي حل مسائل جوامع در نظر گرفته مي شود همان مسائلي كه همه جوامع بشري كم و بيش در آن سهيمند .
107 : گفتگو كنيد
|
نوع جامعه شناسي |
پوزيتويستي |
تفهمي |
انتقادي |
|
نوع عقل مورد استفاده |
عقل تجربي (ابزاري و جريي) |
عقل تجربي و عقل تفهمي |
عقل عرفي يا جمعي |
توضيح : جامعهشناسي پوزيتويستي عقل تجربي و ابزاري را تنها ابزار براي تكوين معرفت علمي و از جمله علم جامعهشناسي ميدانست. جامعهشناسي تفهمي نيز به دليل توقفي كه بر معناي پوزيتويستي علم داشت، بهرغم توجهي كه به هويت معنايي كنشهاي انساني و زندگي اجتماعي داشت، هيچ يك از مدلها و سطوح ديگر عقلانيت را نتوانست در هويت معرفت علمي دخيل بداند. از ديدگاه تفهمي و تفسيري، انواع ديگر عقلانيت درصورتيكه به حوزه زيست و زندگي اجتماعي وارد شده و در فرهنگ و شناخت عمومي حضور به هم رسانيده و در قالب عقل عرفي يا جمعي ظاهر شده باشند، تنها به صورت ابژه و موضوع علم اجتماعي درميآيند.
رويكرد انتقادي برخلاف ديدگاه تفهمي به استقلال عقل ابزاري و تجربي از ديگر حوزههاي معرفتي قائل نبود و هويت عقل ابزاري و تجربي را محصول سطوح ديگري از عقلانيت ميدانست كه در شرايط فرهنگي و تاريخي مربوط به خود ظهور يافته بود. آن بخش از عقلانيت كه زمينه بروز و ظهور اجتماعي عقل ابزاري و تجربي را پديد ميآورد، بدون شك صورتي عرفي و جمعي دارد، زيرا اين سطح از عقلانيت تا هنگامي كه خود استقرار اجتماعي نيافته باشد، نميتواند دروازه ورود سطح ديگري از عقلانيت به حوزه زيست و زندگي اجتماعي بشر باشد.
ص 108 يادآوري كنيد : با كمك حس به شناخت پديده هاي محسوس و واقعي جامعه مي پردازد به كمك عقل درباره ارزشها و آرمانهاي اجتماعي انسانها داوري مي كند و بر اين اساس با انتقاد از وضعيت اجتماعي موجود به تدبير براي رسيدن به يك وضعيت مطلوب و آرماني مي پردازد . اگر علوم اجتماعي بتواند به انسانها بیاموزد که قوانین دگرگونی ناپذیر تحول و نظم را در امور بشری باز شناسند در آن صورت انسانها یادخواهند گرفت که چگونه این قوانین را در جهت مقاصد همگانی شان به کار ببرند. علوم اجتماعي عقلي با كمك حس و تجربه و همچنين با در نظر گرفتن شناخت عمومي و فهم عرفي كه ناظر به وضعيت موجود جامعه انساني است، شناخت مورد نياز را براي تدبير پديدههاي اجتماعي تأمين ميكند.
ص108 بحث كنيد : خير زيرا اين علم با استفاده از عقل عملي، اول به هويت معنادار كنشهاي انساني و واقعيتهاي اجتماعي پي ميبرد؛ دوم ارزشها و احكامي را كه براي رسيدن به آرمانهاي انساني و اجتماعي مورد نياز است، ميشناسد و سوم به صدور احكام تجويزي ميپردازد. لذا عقل بدون كمك حس و تجربه ، مسائل و موضوعات جزيي را در نمي يابد.
ص 112 تحقيق كنيد : فرهنگهاي اساطيري :
در اوستا Avesta و خرده اوستا Khurtak Avesta اكثر ايزدان و فرشته هاي ياد شده يا با طبيعت در ارتباط بوده و به شكلي از مظاهر طبيعت به شمار مي روند. «آبان يشت، خرداد يشت، مهريشت، ماه يشت، آتش يشت، خورشيد يشت.» همه گواه بر اين ادعا هستند. نخستين آفريدگان اورمزد شش امشاسپندان A-mesha-Spenta كه در آغاز فقط تجلي صفاتي از ذات اورمزد بودند، در مراتب تكامل نه تنها صاحب شخصيتي مستقل شدند بلكه با پديده هاي طبيعي زمين وابستگي و ارتباط يافتند. مثلا اورمزد با انسان، بهمن با جانوران. ارديبهشت با آتش. شهريور با فلزها، سپندارمذ با زمين، خرداد با آب و امرداد با گياه ارتباط پيدا كردند. بنابراين همه اين موجودات در خور نيايش و احترام هستند و انسان همواره سعي داشته با روشهايي جادويي و آئيني با مظاهر پيوند يا به داد و ستد عاطفي با آنها بپردازد. تيشتر يكي از ايزدان اسطورهاي ايران باستان در نبرد با اپوش ديو خشكسالي، باران را كه نماد باروري و حيات زمين محسوب ميشود، براي انسان به ارمغان ميآورد.
تيرtir يا tistar ايزدي است كه يشت هشتم اوستا از آن اوست.و چنانكه در تير يشت آمده ستاره اي سپيد است ، درخشنده و دور پيدا. او سرشت آب دارد، تواناست و نژادش از اپام نپات است.او سرور همه ستاره هاست، روز سيزدهم و ماه چهارم به نام تير يا تيشتر خوانده مي شود.در شايسته ستايش و نيايش بودن ، همسنگ هرمزد آفريده شده است.چرا كه اگر چنين نبود ديو خشكسالي همه جا را از بين مي برد، اگر او را بستايند، دشمن و گردونه ها و درفش هاي ايشان به سرزمين هاي آريايي وارد نخواهد شد. حكيم ابوالقاسم فردوسي در شاهكار معروف خود شاهنامه كه منظومهاي از شادي ها، ناكامي ها، اندوهها و موفقيت هاست شرايط زمانهاش را در قالب شخصيتهاي نمادين مطرح ميسازد. شاهنامه سرشار از داستانهاي اساطيري است. گستره اين كتاب، ميدان كارزار دو نيروي خير و شر و به عبارتي نور و ظلمت با اهورا و اهريمن است. جدالي نابرابر كه سرانجام به پيروزي خير منتهي ميشود. حكيم طوس اين امور انتزاعي را در قالب شخصيتهايش پيكرينه ميسازد. رستمي ميآفريند كه خواستار بقاي نام ايران و نيكي است و در مقابلش لشكري از ديوان و ديو سيرتان قرار ميدهد.
داستان رستم و اسفنديار تراژدياي است كه از دو شخصيت مثبت تكوين يافته و همين امر قضاوت را بر شنونده دشوار ميكند كه رستم كشته شود يا اسفنديار. اسفنديار غسيل دست زرتشت پيامبر است. پهلواني است كه خونش بلاي جان قاتل خواهد شد و رستم دليري است كه اگر كشته شود زابلستان و دودمانش بر باد خواهد رفت. رستم تماميت ارضي يک تمدن است و اسفنديار وسيلهاي نيكوست كه براي هدفي شوم قرباني ميشود.
فرزانه توس داستان را با توصيفي از بهار(كه مظهر رستخيزي طبيعي است) ميآغازد، اما بهاري كه غم از شاخ و برگش مي ريزد. بهاري كه بيانگر وقوع حادثهاي خونين است. اسفنديار فرزند گشتاسب پادشاه است. پدرش مردي است ظالم و او براي تصاحب حكومت، هفتخوان بلا را پشت سر ميگذارد، اما با خلف وعده پدر مواجه ميشود. اسفنديار حكومت را براي برقراري عدل مي خواهد و سرانجام بر سر اين سودا، جان خويش را قرباني مي سازد، زيرا گشتاسب او را به جنگ كسي مي فرستد كه طبق گفته پيشگويان، مرگش به دست اوست و او كسي جز رستم نيست.
اسفنديار رويين تني است كه تنها از ناحيه چشم آسيبپذير است، زيرا هنگامي كه زرتشت غسلش ميداد بنا به غريزه كودكي چشمان خود را بسته بود. فردوسي با ترسيم اين حالت به خواننده خويش ميفهماند كه اسفنديار نمودي از يک ايدئولوژي است كه برخلاف پاكياش فاقد چشم بصيرت است و تنها هدف را ميكاود و يک راه برميگزيند و مكتبي آسيب پذير است.
شيطان پرستي و عرفانهاي كاذب مربوط به جهان اساطيري هستند .
علل گسترش شيطان پرستي : انسان معاصر، به دنبال گمشده خود در اقليم و مملكت روح است. در فضاي زندگي مدرن همه دستاوردهاي زندگي بشري در اعلي جايگاه خود محقق شده است، دوران مدرنيته، دوران سيطره، كميت است. دوراني است كه در فضا و موقعيت بشري، فقدان امكانات و دستاوردهاي علمي بر بشر تحميل نميشود بلكه در فضاي مدرن و موقعيت جاري امروز، نوعي تفرعن را بوجود آورده كه اين تفرعن موجب شده تا به تعبير كتاب مقدس او در برج بابل (در دوران مدرن) سر بر آسمان بهسايد و در برابر خداوند سركشي كند. سركشي انسان در دوران مدرن و در فضاي زندگي امروز، از جانب ديگري فقدان معنويت را هم به بار آورده است، يعني انسان معاصر، انسان گسسته از آسمان هست اما در عين حال نميتواند به فطرت خود پشت كند. انسان امروز، در فضاي زندگي مدرن، خود را ارضا شده نميبيند، هنوز هم نقاط پنهاني هست كه مدرنيته و پست مدرنيته به آنها پاسخ نداده و هنوز هم فضاهاي تاريكي وجود دارد كه تكنولوژي نتوانسته پاسخ روشني به آنها بدهد. اين اقليم، اقليم گم شده روح است.اگر دوران قرن بيستم را به تعبير نيچه، دوراني بدانيم كه خدا مرده است و در عين حال ديوانه نيچه با شمشير آخته در شهر، فرياد ميزند: كه خدا را كشتهام.
علل گسترش عرفان هاي كاذب: انسان مدرن امروزي نمي تواند غافل از عالم معنويت به حيات خويش ادامه دهد . بشر همواره در جستجوي پاسخ پرسش هاي اساسي خود است تا دنيا را براي خود معنادار کند. امروزه واقعيتي به نام «خلاء معنويت» در زندگي انسان مدرن، علي رغم اثبات واقعيت اميد بخش عطش شديد انسان معاصر به حقايق ماوراي طبيعت، آسيب هاي جدي را نيز با خود به همراه دارد؛ يعني هم دست افراد، گروه ها و قدرت هاي فرصت طلب را براي بهره برداري و سوء استفاده از اين احساس نياز معنوي باز مي گذارد و هم دلخوشي و تشبث به هر سرابي را براي اين انسان تشنه، توجيه ميکند. در اين روزگار، بعضاً نسل تشنه معنويت، نادانسته عطش خود را با سرابهاي عرفان نما فرو مينشاند.
ميتوان اهداف و انگيزههاي مدعيان نحله هاي شبه عرفاني را به: «انگيزههاي شخصي» و «اهداف گروهي و تشکيلاتي» (که اغلب مستقيم و يا غير مستقيم، داراي رگههاي وابستگي سياسي هستند)، تقسيم کرد. ميتوان موارد ذيل را از اهم اهداف و انگيزههاي مدعيان فرق نوظهور معنوي برشمرد: 1.کسب شهرت و آوازه 2.کسب ثروت و سودجويي از افراد ساده لوح 3.شهوتراني و سوء استفاده جنسي به ويژه با اغفال زنان و جوانان 4.احساس خود برتربيني، خود ديگربيني ـ الينه شدن ـ قدرت طلبي و مريد پروري؛ معمولا اين نوع مدعيان، بيماران رواني هستند که دچار تخيل و توهم شده اند 5.جبران شکستهاي زندگي و پايان دادن به سرخوردگيهاي گذشته و پاسخ به عقده حقارت 6.جبهه گيري و ضديت با دين، مذهب و نظام اسلامي 7.تشکيل شبکههاي فساد اخلاقي، باندهاي توزيع مواد مخدر، ايجاد گروههاي ضد اجتماعي مانند سرقت، قتل و تسويه حسابهاي شخصي و گروهي 8.تشکيل شبکههاي سياسي ـ امنيتي براي ايجاد اغتشاش و انجام عملياتهاي خرابکارانه در کشور با هدايت و حمايت دشمنان نظام.
ص 113 تحقيق كنيد: علم و عقل در جهان توحيدي : نمود اصلي جهان توحيدي فرهنگ قرآني است . قرآن كريم با عبارات مختلفي از عقل تجليل كرده و مؤمنان را به تفكر و تعقل در موضوعاتي تشويق نموده است و از همه مهم تر آنكه سنگ بناي اصول دين را عقل مي داند و اعتقادي را كه از طريق تقليد نه تحقيق بدست آيد به رسميت نمي شناسد. بنابراين ارزش و اهميت عقل را در اسلام و قرآن از موقعيتي كه تعقل و تفكر در مجموعه تعاليم اسلام بدست آورده است مي توان كشف كرد. نمونه هاي زير نشانه هائي از اين جايگاه بلند است: 1- تعقل زيربناي اصول دين است : زيربناي تمامي عقايد ديني و احكام شرعي، اصول دين يعني توحيد، نبوت و معاد است. قرآن كريم معتقد است كه مسلمان واقعي، كسي است كه بنيان هاي اساسي تفكر ديني و اعتقاد قلبي خود را با عقل استوار و محكم ساخته باشد.
2- تشويق به تفكر و تعقل در قرآن و سنت : جلوه ديگري از توجه و اهميت دادن اسلام به عقل و تعقل، اوامر و تاكيدهاي قرآن مبني بر تفكر در همه مسائل خصوصا تاريخ و خلقت و غيره مي باشد. در روايات ماثوره تفكر در اين گونه امور نوعي عبادت محسوب شده كه باعث قرب به خدا و موجب كمال انسان مي گردد.
3-حمايت قرآن از عقل در برابر عادات اجتماعي : قرآن كريم با هر چيزي كه به نحوي باعث تضعيف عقل و كنار گذاشتن تعقل مي شود مبارزه كرده است و از اين رهگذر بر ارزش و اهميت عقل در زندگي بشر تاكيد كرده است. يكي از اموري كه باعث تضعيف عقل است «سنت گرائي» و تبعيت كوركورانه از عادت ها و رسوم اجتماعي است. قرآن مي خواهد كه انسان راه خودش را به حكم عقل انتخاب كند پس مبارزه قرآن با تقليد و به اصطلاح «سنت گرايي» مبارزه اي است به عنوان حمايت از عقل».
4-حمايت از عقل درمقابل اكثريت : يكي از اموري كه باعث تضعيف عقل شده به گونه اي كه عمل كردن و حجت دانستن آن درهمه موارد مساوي با كنار گذاشتن عقل واهانت به او است «رأي اكثريت» است. قرآن كريم به نفع عقل و درحمايت از آن به مذمت اكثريت برخاسته است.
علم در جهان توحيدي: علم در جهان توحيدي به علم تجربي محدود نمي شود بلكه درباره گزار هاي ارزشي و آرمانهاي فوق طبيعي انسانها نيز داوري مي كند . زيرا در جهان نوحيدي عقل به عقل ابزاري و عقل عرفي محدود نمي شود و عقل نظري و عملي و نيز وحي در اين جهان حضور دارد .
ص 114 مقايسه كنيد : تفاوت برخورد جهان توحيدي و جهان اساطيري با مراتب علوم و شناخت هاي عقلي
|
جهان توحيدي |
جهان اساطيري |
|
عقل نظري و عقل عملي و وحي و علوم ناشي از آنها ارزشمند است |
اساطيري كه از گذشتگان به ارث رسيده و در شناخت و فهم عمومي وجود دارد ارزشمند است |
|
انسان مي تواند علم لدني داشته باشد |
انسان علم لدني ندارد بلكه رموز برخي كارها در نزد برخي انسانها است |
|
عقل و علم كاشف از حقيقت است |
سحر و جادو و توهم و خيال و تصور كاشف از حقيقت است |
ص 117 تامل كنيد : از منظر قرآن كريم شناخت اجتماعي با سه روش مشاهده و عقل و وحي به دست مي آيد.
در برخي آيات انسانها را در تعقل به سرنوشت اقوام و جوامع فرا مي خواند : سوره صافات آيات 138-137 : وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِينَ (و شما پيوسته صبحگاهان از کنار (ويرانههاى شهرهاى) آنها مىگذريد... ) وَبِاللَّيْلِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ (و (همچنين) شبانگاه؛ آيا نمىانديشيد؟!) اشاره به آثار باقيمانده شهر سدوم است كه طبق آيات قرآن در مسير راه كاروانهاى مردم حجاز قرار داشت ، و تا زمان ظهور پيامبر اسلام (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) نيز باقى بود ، چنانكه در آيات فوق شما صبح و شام از كنار آنها مىگذريد آيا انديشه نمىكنيد ؟! قران معمولا اعمال نادرست، عقايد خرافى و سرنوشتى را كه در اثر چنين عقايد و اعمالى گريبان گيرشان شد، مطرح مى سازد. اين ها نشان گر آن است كه تعقل، به منظور پى بردن به قانون مندى هاى حاكم بر ايشان و استفاده بهينه از اين قانون مندى ها در جهت سعادت خود و ديگران است و اين امر، بالملازمه بر قانون مند بودن پديده ها و امكان كشف و به كارگيرى آن ها دلالت دارد.
بعضي دانشها را از راه وحي به بشر مي آموزد دانش هايي كه جنبه هنجاري دارند مثل حدود و ديات و زكات و ...
سوره اعراف آيه 157 : الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَآئِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.
همانها که از فرستاده (خدا)، پيامبر «امّى» پيروى مىکنند؛ پيامبرى که صفاتش را، در تورات و انجيلى که نزدشان است، مىيابند؛ آنها را به معروف دستور مىدهد، و از منکر باز ميدارد؛ اشيار پاکيزه را براى آنها حلال مىشمرد، و ناپاکيها را تحريم مى کند؛ و بارهاى سنگين، و زنجيرهايى را که بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) بر مىدارد، پس کسانى که به او ايمان آوردند، و حمايت و ياريش کردند، و از نورى که با او نازل شده پيروى نمودند، آنان رستگارانند.
ص 118 گفتگو كنيد : رابطه فرد و جامعه از ديد قرآن : جامعه بر اساس خواست و اراده انسانها شكل مي گيريد ولي بعد از پيدايش براي خود حياتي مستقل از اراده تك تك انسانها دارد و از قوانين و احكامي پيروي مي كند كه پيامد هاي الزامي آن بوده و وابسته به اراده انسانها نيست لذا فرد و جامعه از ديدگاه قرآن به هم در ارتباطند . جامعه هيچ گاه نمي تواند به طور كامل هويت فرد را از او بگيرد و از بين ببرد . و آیه: «بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ» ترجمه: شما همه از یكدیگرید (سوره آل عمران آیه: 195)
ص 119 تامل كنيد : بلي
زيرا سنت يعني قوانين ثابت واساسي تکويني يا تشريعي الهي که هرگز دگرگوني ندارد و قوانين حاكم بر جامعه همان پيامد هاي الزامي كنش هاي اساني اند كه از آن به عنوان سنتهاي الهي ياد شده است . سنت هاي الهي براساس قوانين خاص و روابط علي و معلولي در جامعه جاري اند. انسان ها وجوامع انساني با اعمال اختياري فردي وجمعي خود در تحقق سنت الهي يا تعجيل و تأخير آن نقش دارند و با عقل و تجربه مي توان آنها را كشف نمود .